iranzamin22.ir

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی یکی همیشه هست

  • دسته‌بندی نشده
  • نوامبر 14, 2018
بدون دیدگاه

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام یکی همیشه هست

در این پست می توانید آهنگ میثم ابراهیمی یکی همیشه هست را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی یکی همیشه هست

Download New Song By Meysam Ebrahimi Called Yeki Hamishe Hast

خوانندهنام آهنگماودیدسته بندی
میثم ابراهیمییکی همیشه هستفواد غفاریتک آهنگ

 

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی یکی همیشه هست اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی عادت نکردم

  • دسته‌بندی نشده
  • نوامبر 14, 2018
بدون دیدگاه

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی عادت نکردم

در این پست می توانید آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی عادت نکردم

Download New Song By Meysam Ebrahimi Called Adat Nakardam

خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
محسن ابراهیمیعادت نکردمتک اهنگ

 

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی عادت نکردم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی دوست دارم

  • دسته‌بندی نشده
  • نوامبر 14, 2018
بدون دیدگاه

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی دوست دارم

در این پست می توانید آهنگ میثم ابراهیمی دوست دارم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی دوست دارم

Download New Song By Meysam Ebrahimi Called Dooset Daram

خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
محسن ابراهیمیدوست دارمآهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی دوست دارم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

جمجمه ای که خانه ی سوسک زنده شد!

بدون دیدگاه


جمجمه ای که خانه ی سوسک زنده شد!

جمجمه ای که خانه ی سوسک زنده شد!

 

پزشکان موفق شدن حشره زنده ای که به جمجمه این زن بیچاره راه پیدا کرده بود را زنده بیرون بکشند ! این سوسک زنده از بینی زن وارد شده و در جمجمه او بین دو چشم وی جا خوش کرده بود ! به گزارش فراناز اين زن هنگامي که در سوراخ سمت راست دماغ خود احساس خارش و در سرش احساس سوزش مي کرد ناگهان از خواب بيدار شد.

 

خارج کردن يک سوسک زنده از داخل جمجه يک زن هندي موجب بهت و حيرت پزشکان شد. ” سلوي” زن 42 ساله هندي زماني که در سوراخ سمت راست بيني اش احساس خارش و در سرش احساس سوزش مي کرد ناگهان از خواب بيدار شد.جمجمه ای که خانه ی سوسک زنده شد!

زندگی سوسک زنده درون جمجمه این زن (عکس)

 

بعد از مراجعه اين زن به بيمارستان، پزشکان با کمک آندوسکوپي يک حشره عجيب را در قاعده جمجمه بين دو چشم وي مشاهده کردند. ” سلوي” اهل ناحيه ” اينجام باکام” هندوستان در اين خصوص گفت: ” ابتدا وقتي در سوراخ سمت راست بيني ام احساس خارش کردم از خواب پريدم. اما قبل از اينکه بتوانم کاري انجام دهم وارد جمجمه ام شد.

 

احساس مي کردم حشره باشد. هنگامي که شروع به حرکت مي کرد در چشمايم احساس سوزش داشتم. تمام شب احساس ناراحتي مي کردم. هنگامي که صبح به کلينيک مراجعه کردم آنها گفتند متوجه چيزي نشده اند اما زماني که بار دوم به بيمارستان مراجعه کردم پزشکان يک سوسک زنده را در جمجمه ام پيدا کردند.”گفتني است؛ سرانجام پزشکان بيمارستان موفق شدند بعد از 45 دقيقه اين سوسک زنده را از جمجمه اين زن خارج کنند.

تکلیف عجیب و غریب دانش آموز چینی

بدون دیدگاه


تکلیف عجیب و غریب دانش آموز چینی

تکلیف عجیب و غریب دانش آموز چینی

 

تکلیفی که واکنش همه مسئولین والدین چین را برانگیخت! به گزارش فراناز یک معلم ریاضی در چین از دانش آموزان کلاس چهارم درخواست به شدّت عجیبی کرد که با واکنش های متضادی از سوی والدین روبه رو شد. او از دانش آموزان خواست تا صد میلیون دانه برنج را به عنوان تکلیف خانه بشمرند.

 

بنا به گزارش تلویزیون رسمی چین، خانم معلم یکی از مدارس ابتدایی در شهر «فوشان» در جنوب این کشور به دانش آموزان مهلت داد تا دو روز 100 میلیون دانه برنج را در خانه شمرده و آن را درون کیسه بریزند و به مدرسه بیاورند.

 

والدین از چنین درخواست عجیبی حیرت زده شدند و کامنت های موافق و مخالف در فضای مجازی کشور چین سرریز شد.تکلیف عجیب و غریب دانش آموز چینی

تکلیف عجیب دانش آموزان مدرسه چین جنجالی شد + عکس

 

یکی از مادران در «ویبو» نوشت: این عجیب ترین تکلیف مدرسه ای است که در عمرم شنیده ام. اگر حساب کنیم که هر فرد در هر ثانیه 3 دانه برنج را درون کیسه بیندازد، این کار تقریباً یک سال تمام وقت می گیرد، آن هم بدون در نظر گرفتن خوردن آب و غذا و حتی خوابیدن. یکی دیگر از والدین نوشت:

 

صد میلیون دانه برنج دست کم 1.67 تن است و حمل آن به 855 کیسه احتیاج دارد و یک دانش آموز چگونه می تواند این مقدار برنج را به مدرسه ببرد؟

 

در مقابل برخی دیگر نیز این تکلیف مدرسه را خلاقانه توصیف کردند که باعث پرورش تفکر انتقادی و مهارت های تحلیلی کودکان می شود و سبب می شود تا آنها درک ملموسی را نسبت به اعداد بزرگ مثل صد، هزار، ده هزار و صد میلیون داشته باشند.تکلیف عجیب و غریب دانش آموز چینی

تکلیف عجیب دانش آموزان مدرسه چین جنجالی شد + عکس

 

معلم ریاضی هم در پاسخ به انتقادات گفت، هدف او این است که دانش آموزان بتوانند از طریق فعالیت های عملی، اطلاعات جدیدی کسب کنند و مهارت های حل مسأله را از طریق «تفکر واگرا» بیاموزند.

 

او می گوید تفکر واگرا باعث گسترش افق دید دانش آموزان، ارائه راه حل های جدید در حل مسأله و عبور از راه حل های قدیمی «تفکر همگرا» می شود. تفکر واگرا تفکر سنت شکن است و به فرد فرصت اشتباه و آزمون و خطا می دهد. ‌او در ادامه گفت: می خواستم بچه ها از مغزشان کار بکشند.

 

گفتنی است، این روزها بحث درباره تکلیف مدرسه در چین و در جریان اصلاحات سیستم آموزشی این کشور به موضوعی جنجالی تبدیل شده است.

 

دانش آموزان چینی روزانه سه ساعت را برای تمام کردن تکالیف مدرسه اختصاص می دهند که این میزان 3.7 برابر بیشتر از تکالیف دانش آموزان ژاپنی و 4.8 برابر بیشتر از دانش آموزان کره جنوبی است.


لطفا فقط خانم ها بخوانند(قوانین مردانه)

لطفا فقط خانم ها بخوانند(قوانین مردانه)

 

خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی تحریر دراورده پس لطفا بخونید.

لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:

 

1- مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.

1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.

1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.

1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.

1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.

1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.

1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.

1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشکرو ببینید.

1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.

1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.

1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.

1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.

1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور

1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل پیش فرض ویندوز . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.

1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره

1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه

… اینو واقعا میگم

1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید

1- شما کفش، زیادی هم دارید

 

1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ

این کودک هندی سیری ندارد!

بدون دیدگاه


این کودک هندی سیری ندارد!

این کودک هندی سیری ندارد!

 

سومن خاتون، دختر بچه ۵ ساله هندی است که نمی تواند اشتهای خود را کنترل کند. او همیشه گرسنه است و پزشکان معتقدند اگر درمان نشود، روزی خودش را هم خواهد خورد! مشکل سومن از سه ماهگی آغاز شد و در سن ۲ سالگی ، وزنش به ۳۸ کیلو رسید. در سن پنج سالگی او ۷۵ کیلو وزن دارد و گفته می شود هر سال ۱۵ کیلو بر آن افزوده می شود.این کودک هندی سیری ندارد!

والدین سومن هر هفته کمتر از ۱۰ دلار درآمد دارند و قادر به تأمین نیازهای غذایی او نیستند. او هر هفته ۱۰ کیلو برنج، ۵ کیلو سیب زمینی ، ۲۴ عدد تخم مرغ و ۶ لیتر شیر می خورد و به همین منظور به خانه همسایه های خود مراجعه می کند اگر غذایش تامین نشود شروع به گریه و جیغ و داد و حتی پرت کردن سنگ به دیگران می کند.این کودک هندی سیری ندارد!

پزشکان محلی معتقدند وی باید در یکی از شهرهای کلکته یا دهلی، تحت نظر متخصصین درمان گردد ، اما خانواده او توانایی پرداخت هزینه های درمان را ندارند.


پیاده روی کنید و سالیان طولانی سالم بمانید

پیاده روی کنید و سالیان طولانی سالم بمانید

 

این روزها چاقی و اضافه وزن،مشکلات قلبی و دیابت،سرطانها و ……مشکلاتیست که دست و پنجه نرم کردن با آنها برای برخی از افراد مشکل است.پیاده روی شاید یکی از بهترین راه هاییست که به این افراد کمک میکند.

پیاده روی بهترین و ساده ترین ورزش برای تمامی سنین است که تاثیر زیادی در بهبود روند زندگی و داشتن تناسب اندام افراد دارد. این ورزش که به صورت تک نفره و گروهی قابل انجام است روند درمان بسیاری از بیماری ها را تسریع می بخشد.

 

آیا از درد مفاصل، مشکلات قلبی، استرس، افسردگی و یا چاقی رنج می برید ؟ سپس سعی کنید تمام مشکلات سلامتی خود را با پیاده روی شکست دهید. چون پیاده روی به کاهش خطر همه بیماری های مزمن کمک می کند اما این تنها خواص و فواید پیاده رویاین ورزش ارزان و ساده نیست پس این بخش از سلامت فراناز را بخوانید تا در مورد فواید روزانه پیاده روی بدانید.

 

تقویت قلب از فواید پیاده روی:

پیاده روی به بهبود سلامت قلب کمک می کند. دانشمندان ایرلندی گزارش داده اند که راه رفتن بهترین ورزش برای افراد بی تحرک به خصوص بزرگسالان، برای کاهش خطر بیماری های قلبی و عروقی است. مردان و زنان 65 ساله یا مسن تر که حداقل 4 ساعت در هفته راه می رفتند، کمتر در معرض خطر بیماری های قلبی و عروقی قرار دارند . بنابراین، مطمئن شوید که 4 ساعت در هفته پیاده روی کنید تا از بیماری های قلبی و عروقی در امان باشید.

 

پیاده روی کمک کننده در کاهش وزن:

پیاده روی یک ورزش عالی است و به کاهش وزن کمک می کند . دانشمندان آمریکایی آزمایشی را طراحی کردند که در آن بیماران چاق با هم قدم می زدند پس از 8 هفته، وزن آن ها بررسی شد و بیش از 50 درصد از شرکت کنندگان به طور متوسط 5 پوند وزن از دست دادند. بنابراین ممکن است ایده خوبی باشد که به جای رانندگی با اتومبیل، به مقصد نزدیک پیاده روی کنید.

 

تنظیم فشارخون با پیاده روی:

هم چنین پیاده روی می تواند به کاهش فشار خون کمک کند. آزمایشی روی افراد مبتلا به فشار خون بالا انجام دادند، جایی که 83 شرکت کننده هر روز به مدت 12 هفته 10،000 قدم را پیاده طی می کردند. در پایان 12 هفته، آن ها افت قابل توجهی در فشار خون و افزایش بنیه داشتند حتی اگر قادر به تکمیل کردن 10000 قدم در روز باشید، باید هر روز 60 دقیقه راه بروید تا میزان فشار خون را چک کنید.

 

فواید پیاده روی در مبارزه با سرطان:

سرطان جان بیش از یک میلیون نفر را گرفته است. زندگی بی تحرک یکی از علل سرطان است و این جا است که پیاده روی روزانه می تواند به شما کمک کند. راه رفتن می تواند به کاهش وزن کمک کند در نتیجه خطر ابتلا به سرطان را کاهش می دهد. راه رفتن برای افراد تحت درمان سرطان با کاهش اثرات جانبی شیمی درمانی مفید بوده است . همچنین می تواند خطر سرطان پستان را کاهش دهد.

 

بهبود گردش خون از فواید پیاده روی:

راه رفتن می تواند هوش را افزایش دهد . راه رفتن به تغذیه مغز با مقادیر مورد نیاز اکسیژن و گلوکز کمک می کند که به عملکرد بهتر آن کمک می کند. هم چنین سطح کلسترول بد را کاهش می دهد ، که شریان ها را مسدود و از این رو خطر سکته را کاهش می دهد . بنابراین پیاده روی می تواند به بهبود گردش خون مغز و عملکردهای سلولی کمک کند.

 

کاهش خطر دیابت با فواید پیاده روی:

سبک زندگی بی تحرک به رشد یکی از شایع ترین بیماری ها ، دیابت منجر شده است. دانشمندان 3000 تا 7،500 گام در روز را برای درمان دیابت نوع 2 توصیه می کنند و پیشنهاد می کنند که کم تر بنشینند و فعال تر باشند . هر روز راه رفتن می تواند به کنترل سطح قند خون کمک کند که به پیش گیری از دیابت نوع 2 کمک می کند.

 

فواید پیاده روی در استحکام استخوان:

استخوان ها با افزایش سن و سال ضعیف تر می شوند. اما خبر خوب این است که می توانید با راه رفتن به طور مرتب استخوان ها را تقویت کنید. این ورزش ، از دست رفتن تراکم استخوان جلوگیری می کند در نتیجه خطر پوکی استخوان، شکستگی و آسیب را کاهش می دهد .

 

از آنجا که استخوان ها چارچوب ما را تعیین می کنند، استخوان های قوی تر و سالم تر به بهبود بنیه، استقامت و تعادل کمک می کنند. هم چنین پیاده روی می تواند از ورم مفاصل جلوگیری کرده و درد را کاهش دهد.

 

تقویت ماهیچه ها با پیاده روی:

مانند استخوان می توانید از دست دادن ماهیچه ها را با افزایش سن تجربه کنید . در اینجا پیاده روی می تواند به تقویت و قوی تر کردن ماهیچه ها و به جلوگیری از دست دادن ماهیچه کمک کند. پیاده روی منظم می تواند پا و ماهیچه های کمر را تقویت کند.

 

فواید پیاده روی در بهبود هضم و گوارش:

هضم نادرست می تواند منجر به ناراحتی معده و روده، نفخ، یبوست، اسهال و حتی سرطان روده شود. بنابراین بسیار مهم است که سیستم گوارشی خود را سالم نگه دارید. علاوه بر حفظ عادات غذایی خوب و آب آشامیدنی، باید برای بهبود هضم پیاده روی کنید. پیاده روی بعد از غذا عالی است. به کاهش وزن کمک می کند و همچنین از سیستم گوارشی حمایت می کند .

 

بهبود عملکرد ایمنی از فواید پیاده روی:

سیستم ایمنی بدن باید در تمام اوقات به درستی عمل کند تا از عفونت، بیماری ها و مرگ پیش گیری کند . قدم زدن راهی خوب برای افزایش ایمنی است. راه رفتن حداقل 30 دقیقه در روز می تواند به تقویت فعالیت های سلول های ایمنی کمک کند

فواید پیاده روی در سنین بالا

جلوگیری از زوال عقل با پیاده روی:

یک وضعیت عصبی است که با از دست دادن تدریجی حافظه و توابع شناختی مشخص می شود. در نهایت شما را قادر می سازد که وظایف روزمره را انجام دهید و کاملا به دیگران وابسته باشید. پیاده روی مداوم با سرعت متوسط می تواند به جلوگیری از زوال عقل، بهبود حافظه و ایجاد اعتماد به افراد مسن تر کمک کند.

 

فواید پیاده روی در افزایش ظرفیت ریه:

هم چنین پیاده روی می تواند باعث افزایش ظرفیت ریه شود. وقتی پیاده روی می کنید، نسبت به زمانی که ساکن هستید اکسیژن بیشتری تنفس می کنید.

 

این تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن در حجم بزرگ تر می تواند به افزایش ظرفیت ریه ها کمک کند در نتیجه بنیه و عملکرد ورزش را افزایش می دهد . بهترین قسمت این است که شما حتی نیازی به دویدن ندارید. یک پیاده روی متوسط 60 دقیقه ای می تواند این کار را انجام دهد.

 

فواید پیاده روی برای تاخیر در سالخوردگی:

مطالعه ای که با 17،000 فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد انجام شد نشان داد دانش آموزانی که حداقل 30 دقیقه پیاده روی می کردند عمر طولانی تری نسبت به کسانی که نشسته بودند دارند . راه رفتن ممکن است آنزیم را فعال نکند، که مسئول حفظ تمامیت دی ان ای ، یک عامل مهم در پیری است، اما به جلوگیری از همه مشکلات مربوط به سن کمک می کند.

 

کمک به جذب ویتامین D با پیاده روی:

پیاده روی صبح یک فرصت عالی برای بدن و تولید ویتامین د است. ویتامین د برای استحکام استخوان ضروری است و از سرطان، تصلب چند گانه و دیابت نوع 1 جلوگیری می کند. بنابراین، بسیار مهم است که حداقل 10 تا 15 دقیقه نور آفتاب دریافت کنید، راه رفتن بهترین راه برای انجام این کار است.

 

فواید و تاثیرات پیاده روی در کاهش استرس:

پیاده روی می تواند به کاهش سطح استرس با بهبود گردش کمک می کند که به نوبه خود مواد غذایی و اکسیژن را برای سلول ها فراهم می کند. هم چنین گیرنده های سیستم عصبی را تحریک می کند و تولید هورمون های استرس را کاهش می دهد. دم وبازدم در حین راه رفتن نیز به کاهش استرس کمک می کند.

 

بهبود حال از فواید پیاده روی:

چندین مطالعه علمی ثابت کرده اند که فعالیت فیزیکی می تواند به جلوگیری از افسردگی کمک کند.اگر احساس افسردگی یا ناراحتی می کنید، باید همین کار را بکنید.

 

آیا پیاده روی برای بهبود حافظه فوایدی دارد؟

دانشمندان ژاپنی دریافته اند که راه رفتن می تواند به بهبود حافظه بیماران مسن تر کمک کند. ورزش فیزیکی به افزایش اندازه هیپوکامپ کمک می کند ، در حالی که سبک زندگی بی تحرک، هیپوکامپ را کاهش می دهد و منجر به از دست رفتن حافظه می شود . بنابراین هر روز پیاده روی کنید تا قدرت حافظه را به شدت افزایش دهید.

پیاده روی برای حافظه

فواید پیاده روی برای تقویت حافظه و حال خوب

فواید پیاده روی در زندگی اجتماعی

افزایش بهره وری از فواید پیاده روی:

پیاده روی به طور منظم می تواند شما را فعال و پر انرژی کند. این به نوبه خود می تواند بهره وری را افزایش دهد.

 

افزایش خلاقیت از فواید پیاده روی:

هم چنین پیاده روی به افزایش خلاقیت کمک می کند. به آرام کردن اعصاب و مغز کمک می کند. زمانی که پیاده روی می کنید،. این کار به مغز کمک می کند که به طور استراتژیک و مرتب تری فکر کنید.

پیاده روی برای خلاقیت

فواید پیاده روی برای افزایش خلاقیت

 

فواید پیاده روی در پشتیبانی و حمایت اجتماعی:

پیاده روی می تواند به شما کمک کند حمایت اجتماعی ایجاد و دوستان جدیدی پیدا کنید که هر روز شما را تشویق به پیاده روی کنند. هم چنین می توانید برای پشتیبانی از یک دلیل اجتماعی راه بروید. پیاده روی می تواند سلامتی را به طرق مختلف بهبود بخشد، اما اگر می خواهید راه رفتن را آغاز کنید ، چه تدارکاتی باید انجام دهید ؟

 

برای شروع راه رفتن و پیاده روی به چه چیزی نیاز دارید؟

کفش های استاندار و مناسب

لباس راحتی

یک بطری آب و یک نوشیدنی انرژی زا برای پیاده روی طولانی

اگر به سمت دفتر خود پیاده روی می کنید لباس اداری خود را بپوشید و یک جفت کفش راحت بپوشید.

ژاکت ضد آب

 

 

چگونه برای پیاده روی انگیزه داشته باشید؟

از دوست خود بخواهید در برنامه جدید شما بپیوندد.

برای قدم زدن با دوستان یا خانواده عصر یا بعد از شام بروید.

به نزدیک ترین مغازه خواربار فروشی یا یک مکان نزدیک بروید.

در مورد پولی که می توانید از قدم زدن پس انداز کنید ، فکر کنید.

هر روز راه های مختلفی را کاوش کنید.

به گروه پیاده روی بپیوندید.

 

پیاده روی چه خواص و فوایدی برای زندگی دارد؟

اگر برای پیاده روی تازه کار هستید، نمی توانید مسافت های طولانی را بپیمایید. بنابراین، برنامه پیاده روی تان را بشکنید. هر روز 10 دقیقه راه بروید. به تدریج این مدت را 30 دقیقه در روز افزایش دهید. سپس می توانید 30 دقیقه در صبح و 30 دقیقه در عصر راه بروید. همچنین باید به تدریج سرعت پیاده روی را افزایش دهید.

داستان کودکانه شیر و آدمیزاد

بدون دیدگاه


داستان کودکانه شیر و آدمیزاد

 

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچکس نبود.

یک روز شیر در میدان جنگل نشسته بود و بازی کردن بچه هایش را تماشا می کرد که ناگهان جمعی از میمونها و شغالها در حال فرار به آنجا رسیدند. شیر پرسید: « چه خبر است؟» گفتند: « هیچی، یک آدمیزاد به طرف جنگل می آمد و ما ترسیدیم.»

شیر با خود فکر کرد که لابد آدمیزاد یک حیوان خیلی بزرگ است و می دانست که خودش زورش به هر کسی می رسد. برای دلداری دادن به حیوانات جواب داد:

« آدمیزاد که ترس ندارد.»

گفتند: « بله، درست است، ترس ندارد، یعنی ترس چیز بدی است، ولی آخر شما تا حالا با آدم جماعت طرف نشده اید، آدمیزاد خیلی وحشتناک است و زورش از همه بیشتر است.»

شیر قهقه خندید و گفت: « خیالتان راحت باشد، آدم که هیچی، اگر غول هم باشد تا من اینجا هستم از هیچ چیز ترس نداشته باشید.»

اما شیر هرگز از جنگل بیرون نیامده بود و هرگز در عمر خود آدم ندیده بود. فکر کرد اگر از میمون ها و شغال ها ببرسد آدم چییست به او می خندند و آبرویش می رود. حرفی نزد و با خود گفت فردا می روم آنقدر می گردم تا این آدمیزاد را پیدا کنم و لاشه اش را بیاورم اینجا بیندازم تا ترس حیوانات از میان برود. شیر فردا صبح تنهایی راه صحرا را پیش گرفت و آمد و آمد تا از دور یک فیل را دید. با خود گفت اینکه می گویند آدمیزاد وحشتناک است باید یک چنین چیزی باشد. حتماً این هیکل بزرگ آدمیزاد است.

 

پیش رفت و به فیل گفت: « ببینم، آدم تویی؟ »

فیل گفت: « نه بابا، من فیلم، من خودم از دست آدمیزاد به تنگ آمده ام. آدمیزاد می آید ما فیلها را می گیرد روی پشت ما تخت می بندد و بر آن سوار می شود و با چکش توی سرما می زند. بعد هم زنجیر به پای ما می بندد و یا دندان ما را می شکند و هزار جور بلا بر سرما می آورد. من کجا آدم کجا.»

شیر گفت: « بسیار خوب، خودم می دانستم ولی می خواستم ببینم یک وقت خیال به سرت نزند که اسم آدم روی خودت بگذاری.»

فیل گفت: « اختیار دارید جناب شیر، ما غلط می کنیم که اسم آدم روی خودمان بگذاریم.»

شیر گفت: « خیلی خوب، پر حرفی نکن برو پی کارت.» و همچنان رفت تا رسید به یک شتر قوی هیکل و گفت ممکن است آدم این باشد. او را صدا زد و گفت: « صبر کن ببینم، تو آدمی؟»

شتر گفت: خدا نصیحت نکند که من مثل آدم باشم. من شترم، خار می خورم و بار می برم و خودم اسیر و ذلیل دست آدمها هستم. اینها می آیند صد من بار روی دوشم می گذارند و تشنه و گرسنه توی بیابانهای بی آب و علف می گردانند بعد هم دست و پای ما را می بندند که فرار نکنیم. آدمیزاد شیر ما را می خورد، پشم ما را می چیند و با آن عبا و قبا درست از جان ما هم بر نمی دارد، حتی گوشت ما را هم می خورد.»

شیر گفت: « بسیار خوب، من خودم می دانستم . می خواستم ببینم یک وقت هوس نکنی اسم آدم روی خودت بگذاری و میمونها و شغالها را بترسانی.»

شتر گفت: « ما غلط می کنیم. من آزارم به هیچ کس نمی رسد و اگر یک میمون یا شغال هم افسارم را بکشد همراهش می روم. من حیوان زحمت کشی هستم و …»

شیر گفت: « خیلی خوب، پر حرفی نکن برو پی کارت.» و همچنان رفت تا رسید به یک گاو. با خود گفت این حیوان با این شاخهایش حتماً آدمیزاد است. پیش رفت و از او پرسید: « تو از خانواده آدمیزادی؟»

 

گاو گفت: « نخیر قربان، آدم که شاخ ندارد. من گاوم که از دست آدمیزاد دارم بیچاره می شوم و نمی دانم شکایت به کجا برم. آدمیزاد ماها را می گیرد، شبها در طویله می بندد و روزها به کشتزار می برد و ما مجبوریم زمین شخم کنیم و گندم خرد کنیم و چرخ دکان عصاری را بچرخانیم آن وقت شیر هم بدهیم و آخرش هم ما را می کشند و گوشت ما را می خورند.»

شیر گفت: « بله، خودم، می دانستم. گفتم یک وقت هوس نکنی اسم آدم روی خودت بگذاری و حیوانات کوچکتر را بترسانی، این میمونها و شغالها سواد ندارند و از آدم می ترسند.»

گاو گفت: « نه خیر قربان، موضوع این است که من با این شاخ…»

شیر گفت: « خیلی خوب، پر حرفی نکن برو پی کارت.»

شیر با خود گفت: « پس معلوم شد آدمیزاد شاخ ندارد و تا اینجا یک چیزی بر معلوماتمان افزوده شد.» و همچنان رفت تا رسید به یک خر که داشت چهار نعل توی بیابان می دوید و فریاد می کشید. شیر با خود گفت این حیوان با این صدای نکره اش و با این دویدن و شادی کردنش حتماً همان چیزی است که من دنبالش می گردم. خر را صدا زد و گفت:« آهای، ببینم، تویی که می گویند آدم شده ای؟»

خر گفت: « نه والله، من آدم بشو نیستم. من خودم بیچاره شده آدمیزاد هستم. و هم اینک از دست آدمها فرار کرده ام. آنها خیلی وحشتنا کند و همینکه دستشان به یک حیوان بند شد دیگر او را آسوده نمی گذارند. آنها ما را می گیرند بار بر پشت ما می گذارند. آنها ما را می گیرند دراز گوش و مسخره هم می کنند و می گویند تا خر هست پیاده نباید رفت. آدمها آنقدر بی رحم و مردم آزارند که حتی شاعر خودشان هم گفته:

گاوان و خران باردار
به ز آدمیان مردم آزار

شیر گفت: « بسیار خوب، خودم می دانستم که تو درازگوشی اما من دارم می روم ببینم آدمها حرف حسابی شان چیست؟»

خر گفت: « ولی قربان، باید مواظب خودتان…»

شیر گفت: « خیلی خوب، پر حرفی نکن برو پی کارت. من می دانم که چکار باید بکنم.»

اما شیر فکر می کرد خیلی عجیب است این آدمیزاد که همه از او حساب می برند، یعنی دیگر حیوانی بزرگتر از فیل و شتر و گاو و خر هم هست؟ قدری پیش رفت و رسید به یک اسب که به درختی بسته شده بود و داشت از تو بره جو می خورد. شیر پیش رفت و گفت:« تو کی هستی؟ من دنبال آدم می گردم.»

اسب گفت: « هیس، آهسته تر حرف بزن که آدم می شنود. آدم خیلی خطرناک است، فقط شاید تو بتوانی انتقام ما را از آدمها بگیری. آدمها ما را می گیرند افسار و دهنه می زنند و ما را به جنگ می برند، به شکار می برند، سوارمان می شوند و به دوندگی وا می دارند و پدرمان را در می آورند. ببین چه جوری مرا به این درخت بسته اند.»

شیر گفت: « تقصیر خودت است، دندان داری افسارت را پاره کن و برو، صحرا به این بزرگی، جنگل به آن بزرگی.»

اسب گفت: « بله، صحیح است، چه عرض کنم، در صحرا و جنگل هم شیر و گرگ و پلنگ حرف زدی، حیف که کار مهمتری دارم وگرنه می دانستم با تو چه کنم، ولی امروز می خواهم انتقام همه حیوانات را از آدمیزاد بگیرم.»

شیر قدری دیگر راه رفت و رسید به یک مزرعه و دید مردی دارد چوبهای درخت را بهم می بندد و یک پسر بچه هم به او کمک می کند و شاخه ها را دسته بندی می کند.

شیر با خود گفت: ظاهراً این بی بته ها هم آدمیزاد نیستند ولی حالا پرسیدنش ضرری ندارد. پرسش کلید دانش است. پیش رفت و از مرد کارگر پرسید: « آدمیزاد تویی؟»

مرد کارگر ترسید و گفت: « بله خودمم جناب آقای شیر، من همیشه احوال سلامتی شما را از همه می پرسم.»

شیر گفت: « خیلی خوب، ولی من آمده ام ببینم تویی که حیوانات را اذیت می کنی و همه از تو می ترسند؟»

مرد گفت: « اختیار دارید جناب آقای شیر، من واذیت؟ کسی همچو حرفی به شما زده ؟ اگر کسی از ما بترسد خودش ترسو است وگرنه من خودم چاکر همه حیوانات هم هستم. من برای آنها خدمت می کنم، اصلا کار ما خدمتگزاری است منتها مردم بی انصافند و قدر آدم را نمی دانند. شما چرا باید حرف مردم را باور کنید، از شما خیلی بعید است، شما سرور همه هستید و باید خیلی هوشیار باشید.»

شیر گفت: « من دیدم فیل و گاو و خر و شتر و اسب همه از دست تو شکایت دارند، میمونها و شغالها از تو می ترسند و همه می گویند آدمیزاد ما را بیچاره کرده.» مرد گفت: « به جان عزیز خودتان باور کنید که خلاف به عرض شما رسانده اند. همان فیل با اینکه حیوان تنه گنده بی خاصیتی است باید شرمنده محبت من باشد. ما این حیوان وحشی بیابانی را به شهر می آوریم و با مردم آشنا می کنیم، به او علف می دهیم، او را در باغ وحش پذیرایی می کنیم. همان شتر را مانگاهداری می کنیم، خوراک می دهیم، برایش خانه درست می کنیم. چه فایده دارد که پشمش بلند شود، ما با پشم شتر برای برهنگان لباس تهیه می کنیم. اسب را ما زین ولگام زرین و سیمین برایش می سازیم و مثل عروس زینت می کنیم. بعد هم ما زورکی از کسی کار نمی کشیم. گاو و خر را می بریم توی بیابان ول می کنیم ولی خودشان راست می آیند می روند توی طویله. آخر اگر کسی راضی نباشد خودش چرا بر می گردد؟ شما حرف آنها را در تنهایی شنیده اید و می گویند کسی که تنها پیش قاضی برود خوشحال می شود. آنها که حالا اینجا نیستند ولی اگر می خواهید یک اسب اینجا هست بیاورم آزادش کنم اگر حاضر شد به جنگل برود هر چه شما بگویید درست است. ملاحظه بفرمایید ما هیچ وقت روی شیر و پلنگ بار نمی گذاریم. چونکه خودشان راضی نیستند. ما زوری نداریم که به کسی بگوییم، اصلا شما می توانید باور کنید که من با این تن ضعیف بتوانم فیل را اذیت کنم؟ من که به یک مشت او هم بند نیستم.»

 

شیر گفت: « بله، مثل اینکه حرفهای خوبی بلدی بزنی.»

مرد گفت: « حرف خوب که دلیل نیست ولی ما کارهایمان خوب است. باور کنید هر کاری که از دستمان برآید برای مردم می کنیم. حتی درست همین امروز به فکر افتاده بودم که بیایم خدمت شما و پیشنهاد کنم که برای شما یک خانه بسازم، آخر شما سرور حیوانات هستید و خیلی حق به گردن ما دارید.»

شیر پرسید: « خانه چطور چیزیست؟»

مرد گفت: « اگر اجازه می دهید همین الان درست می کنم تا ملاحظه بفرمایید که ما مردم چقدر مردم خوش قلبی هستیم. شما چند دقیقه زیر سایه درخت استراحت بفرمایید.» مرد شاگردش را صدا زد و گفت: پسر آن تخته ها و آن چکش و میخ را بیاور.

پسرک اسباب نجاری را حاضر کرد و مرد فوری یک قفس بزرگ سرهم کرد و به شیر گفت: « بفرمایید. این یک خانه است. فایده اش این است که اگر بخواهید هیچ کس مزاحم شما نشود می روید توی آن و درش را می بندید و راحت می خوابید. یا بچه هایتان را در آن نگهداری می کنید و وقتی در این خانه هستید باران روی سرتان نمی ریزد و آفتاب روی سرتان نمی تابد و اگر یک سنگ از کوه بیفتد روی شما نمی غلطد و اگر باد بیاید و یک درخت بشکند روی سقف خانه ها زندگی می کنیم و برای شما که سالار و سرور حیوانات هستید داشتن خانه خیلی واجب است. البته همه جور خانه می شود ساخت، کوچک و بزرگ. حالا بفرمایید توی خانه ببینم درست اندازه شما هست؟»

شیر هر چه فکر کرد دید آدمیزاد به نظرش چیز وحشتناکی نیست و خیلی هم مهربان است. این بود که بی ترس و واهمه رفت توی قفس و مرد نجار فوری در قفس را بست و گفت « تشریف داشته باشید تا هنر آدمیزا را به شما نشان بدهم.» مرد آهسته به شاگردش دستور داد« پشت دیوار قدری آتش روشن کن و آفتابه را بیاور.» بعد خودش آمد پای قفس و باشیر صحبت کرد و گفت: « بله. اینکه می گویند آدمیزاد فلان است و بهمان است مال این است که هیکل آدمیزاد خیلی نازک نارنجی است اما مغز آدمیزاد بهتر از همه حیوانات کار می کند. شما آدمیزاد را خیلی دست کم گرفته اید که از توی جنگل راه می افتید می آیید پوست از کله اش بکند، آدمیزاد صد جور چیزها اختراع کرده که برای خودش فایده دارد و برای بدخواهش ضرر دارد. البته ما چنگ و دندان شما خیلی خطرناکتر است و اگر همه حیوانات از ما می ترسند برای همین چیزهاست. حالا من با یک آفتابه کوچک بی قابلیت چنان بلایی بر سرت بیاورم که تا عمر داری فراموش نکنی و دیگر درصدد انتقام جویی برنیایی.» بعد صدایش را بلند کرد و گفت:پسر، آفتابه را ببار.»

مرد آفتابه آب جوش را گرفت و بالای سر قفس شروع کرد به ریختن آب جوش روی سر و تن شیر.

شیر فریاد می کرد و برای نجات خود تلاش می کرد ولی هر چه زور می زد صندوق محکم بود. عاقبت بعد از اینکه همه جای بدن شیر از آب جوش سوخت و پوستش تاول زد و کار به جان رسید گفت:« بله، من می توانم تو را در این قفس نگاه دارم، می توانم تو را نفله کنم، می توانم پوست از تنت بکنم اما نمی کنم تا به جنگل خبر ببری و حیوانات نخواسته باشند با آدمها زور آزمایی کنند. خودم هم برایت در قفس را باز می کنم، اما اگر قصد بدجنسی داشته باشی صدجور دیگر هم اسباب دارم که از آفتابه بدتر است و آن وقت دیگر خونت به گردن خودت است.

مرد در قفس را باز کرد و شیر از ترسش پا به فرار گذاشت و دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد. رفت توی جنگل و از سوزش تن و بدنش ناله می کرد. دوسه تا شیر که در جنگل بودند او را دیدند و پرسیدند: « چه شده، چرا اینطور شدی؟»

شیر قصه را تعریف کرد و گفت: « اینها همه از دست آدمیزاد به سرم آمد.» شیرها گفتند: « تو بیخود با آدمیزاد حرف زدی و از او فریب خوردی. بایستی از او انتقام بگیریم. آدمیزاد تو را تنها گیر آورده، با دشمن نباید تنها روبرو شد، اگر با هم بودیم اینطور نمی شد.

گفت: « پس برویم.»

سه شیر تازه نفس جلو و شیر سوخته از دنبال دوان دوان آمدند تا به مزرعه رسیدند. مرد نجار خودش به خانه رفته بود و شاگردش مشغول جمع کردن ابزار کار بود که شیرها سر رسیدند. پسرک موضوع را فهمید و دید وضع خطرناک است. فوری از یک درخت بالا رفت و روی شاخه درخت نشست.

شیرها وقتی پای درخت رسیدند گفتند حالا چکنیم. شیر سوخته گفت: « من که از آدم می ترسم. من پای درخت می ایستم شماها پا بر دوش من بگذارید، روی هم سوار شوید و او را بکشید پایین تا با هم به حسابش برسیم.»

گفتند: « یاالله». شیر سوخته پای درخت ایستاد و شیرهای دیگر روی سرهم سوار شدند و درخت کوتاه بود. شاگرد نجار دید نزدیک است که شیرها به او برسند و هیچ راه فراری ندارد. ناگهان فکری به خاطرش رسید و به یاد حرف استادش افتاد و فریاد کرد: « پسر، آفتابه را بیار.»

شیرها دنبال او دویدند و گفتند: « چرا در رفتی؟ نزدیک بود بگیریمش.»

شیر گفت: چیزی که من می دانم شما نمی دانید. من تمام اسرار آدمیزاد را می دانم و همینکه گفت « آفتابه را بیار» دیگر کار تمام است. این بدبختی هم که بر سر من آمد مال این بود که ما نمی توانیم آفتابه بسازیم. آدمها داناتر از ما هستند و کسی که داناتر است به هر حال زورش بیشتر است.

اهمیت آموزش مسائل جنسی در مدارس

بدون دیدگاه


اهمیت آموزش مسائل جنسی در مدارس

اهمیت آموزش مسائل جنسی در مدارس

 

این روزها سوال بسیاری از والدین این است که از مسائل جنسی چه چیزهایی رو مجاز هستیم به فرزندانمان توضیح دهیم.تا حدودی میتوانیم شمارا در این قسمت از سایت فراناز یاری کنیم.آیا می دانید مدرسه ی فرزند شما در مورد روابط جنسی به فرزندانتان چه آموزش هایی می دهند؟ دادن اطلاعات در خصوص موضوعات سلامت جنسی متناسب با سن جوانان همراه ارزش‌های دینی و خانوادگی توسط والدین و مشاوران مدارس می‌تواند نقش بسیار مهمی ‌در پیشگیری از خطرهای مربوط به سلامت جنسی در این گروه داشته باشد.

 

به گزارش فراناز، بسیاری از والدین، مشاوران و معلمان مدارس از طرح موضوعات فوق عاجز شده و فاقد مهارت‌ها و اطلاعات لازم در این خصوص هستند و گاه عکس‌العمل‌های نادرست آنها و نداشتن مهارت ارتباطی باعث می‌شود کودکان برای سوالات خود به آنها مراجعه نکنند و اطلاعات فوق را به شکل اغلب ناصحیح و گمراه‌کننده از دوستان خود کسب کنند.

 

اطلاعاتی که با انتقال ارزش‌ها همراه نیستند و اثرات مخربی خواهند داشت بنابراین بهتر است که والدین به معلومات و مهارت‌های ارتباطی با فرزندانشان در خصوص سلامت جنسی مجهز شوند تا در مواقع مورد نیاز بتوانند پاسخ سوال فرزندانشان را به نحو صحیح و اصولی با انتقال ارزش‌ها بدهند و راه ارتباطی خود و فرزند را در این خصوص همواره باز نگه دارند که در موارد بعدی نیز فرزندان برای دریافت کمک و اطلاعات به والدین خود مراجعه کنند.

 

بسیاری از باورهای غلط در خصوص موضوعات جنسی از همین دوران کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرند و بر عملکرد جنسی در دوران بزرگسالی نیز تاثیر می‌گذارند بنابراین آموزش سلامت جنسی متناسب با سن کودکان و نوجوانان و با توجه به نیازهای اطلاعاتی و مهارتی آنان به همراه ارزش‌ها، در بهبود سلامت جنسی آنها در دوران جوانی و بزرگسالی نقش زیادی خواهد داشت.

 

چرا آموزش مسائل جنسی در مدارس ضروری است؟

به دلیل باروری هایی که در سنین پایین مشاهده می شود و نیز بیماری های عفونی زیادی که به دلیل آموزش ندیدن بسیار شایع است، این نیاز احساس می شود. بیست درصد از مبتلایان به اچ آی وی در سال 2009 ، نوجوانان و جوانان بین سیزده تا بیست و چهار سال شناخته شدند.

 

والدین باید با فرزندانشان در مورد روابط جنسی ایمن، پیشگیری از بارداری، روابط سالم، خطرات رفتار جنسی و جهت دهی جنسی صحبت کنند.

 

برای فرزند شما مهم است که بداند ، کسی را دارد که از او در این رابطه سوال کند. اگر با فرزندتان راحت نیستید که در این رابطه صحبت کنید، فردی را که مورد اعتماد شماست بیابید.

 

او می تواند از خویشاوندان یا دوستان شما باشد و از او بخواهید که با فرزندتان در این رابطه صحبت کند.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها