iranzamin22.ir


از گفتن این 20جمله به همسرتان غافل نشوید

از گفتن این 20جمله به همسرتان غافل نشوید

 

جملاتی وجود دارد که باید در زندگی زناشویی به همسرتان بگویید. در این مطلب به شما می‌گوییم چه چیزهایی را به همسرتان بگویید تا خوشحالش کنید.

 

چه چیز‌هایی را به شوهرتان بگویید؟

بعد از ازدواج آنقدر با همسرتان احساس نزدیکی و صمیمیت می‌کنید که فکر می‌کنید می‌توانید هر چیزی را به او بگویید. اما درست مانند هر رابطه‌ی دیگری، کلمات شما این قدرت را دارند که به ازدواج‌تان آسیب بزنند. قبل از حرف زدن فکر کنید تا لازم نشود بعدا عذرخواهی کنید. در این مطلب به شما می‌گوییم چه چیزهایی را به همسرتان بگویید تا خوشحالش کنید و چه چیزهایی را نباید به او بگویید.

حرف های خوشایندی که به همسرتان می‌زنید می‌تواند او را به زندگی مشترک‌تان دلخوش‌تر کند و حرفهای خسته کننده و تند و دلسرد کننده‌ای که به او می‌زنید می‌تواند او را نسبت به خودتان و زندگی مشترک‌تان دلزده و ناامید کند. کلماتی که از دهان شما خارج می‌شوند این قدرت را دارند که او را برای وقت گذراندن با شما مشتاق‌تر کنند. پس از ته قلب‌تان او را امیدوار کنید و یادتان باشد روراست باشید و خودتان هم حرفهایی که می‌زنید را باور داشته باشید.

 

من ارزش کارهای تو را می‌دانم و تحسینت می‌کنم

خیلی از مردهای متاهل از این شاکی هستند که همسرشان آنها را تحسین و تشویق نمی‌کند. یکی از چیزهایی که بیشتر باید به همسرتان بگویید این است که چقدر از او سپاسگزار هستید و قدر تلاش‌هایش را می‌دانید. این کار شما اعتماد بنفس او را بالا می‌برد و باعث می‌شود شما را بیشتر بخواهد و این برای تحکیم پیوندتان عالی است.

 

ممنونم که در کارهای خانه به من کمک می‌کنی

اگر شوهر شما در انجام کارهای خانه به شما کمک می‌کند واقعا باارزش است. خیلی از مردها به دلیل تنبلی و غرور نیست که در کارهای خانه هیچ نقشی ندارند بلکه می‌بینند که شما شیوه‌ی خاص خود را در خانه داری دارید و او از این می‌ترسد که مبادار ریتم و روال شما را بهم بریزد. اما اگر به شما کمک می‌کند به او سخت نگیرید و بگذارید بداند که ممنونش هستید. ممکن است نتواند دقیقا مثل شما از پس کارهای خانه بربیاید اما دست کم تلاشش را کرده است.

 

من همیشه به تو وفادارم

عشق هم مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی می‌تواند بی‌دوام باشد. اظهار وفاداری و تعهد نشان می‌دهد که عشق شما محکم است و یک احساس ساده نیست. وقتی وفاداری‌تان را نشان می‌دهید و بر زبان می‌آورید، همسرتان احساس امنیت و قوت قلب می‌کند و تعهد و وفاداری‌اش نسبت به شما نیز مستحکم‌تر می‌شود و برآیند همه‌ی اینها یک زندگی زناشویی ایده آل خواهد بود.

 

بیا بیشتر برای هم وقت بگذاریم

این یکی از استثنایی‌ترین کارهایی است که برای شوهرتان می‌توانید انجام دهید تا او احساس فوق العاده بودن بکند. با توجه به تمام مشغله‌هایی که دارید شما و همسرتان احتمالا وقت کافی برای با هم بودن ندارید. دادن این پیشنهاد به شوهرتان حس خاص بودن به او می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند مانند شما می‌تواند برای تداوم زندگی مشترک‌تان تلاش کند. شما نیاز دارید که اوقات باکیفیتی را با هم بگذرانید و رابطه‌تان را تغذیه کنید. اگر به همسرتان نشان دهید که دوست دارید زمان بیشتری با هم باشید به او ثابت می‌کنید که احساس صمیمیت با او دارید و دل‌تان برایش تنگ شده، و او نیز همین حس را به شما پیدا خواهد کرد. اوقاتی که با هم می‌گذرانید مفرح و عاشقانه باشد و خودتان را مکلف بدانید که هر هفته این زمان را با هم سپری کنید.

 

دوستت دارم

کوتاه و ساده و شیرین! این دیگر قشنگ‌ترین و ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای همسرتان انجام دهید. خیلی‌ها ممکن است عاشق همدیگر باشند بدون اینکه واقعا آن را بروز دهند. وقتی به شوهرتان می‌گویید دوستش دارید، به او نشان می‌دهید که عمیقا متوجهش هستید و برای‌تان مهم است. این حس بزرگی است که او عاشقش خواهد شد. لازم نیست جملات طول و درازی برای بیان احساس‌تان ارائه دهید تا او احساس خاص بودن بکند؛ جمله‌ی ساده‌ی «دوستت دارم»، لبخندی بر لبانش می‌نشاند و گرمی به دلش می‌بخشد که تمام روز با او خواهد بود.

 

تو یک پدر فوق العاده‌ای

شوهر شما ممکن است در مورد مهارت‌های پدری خود مطمئن نباشد. برای اینکه تشویقش کنید در مسیر درستی جلو برود، بگذارید بداند که پدری فوق العاده است تا اعتماد بنفسش تقویت شود و در نتیجه پدر قوی‌تری برای فرزندتان باشد. اگر شوهر شما عزت نفس بیشتری داشته باشد بهتر می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده تصمیم بگیرد. همه دوست دارند پدر و مادر خوبی باشند و این مهم است که به همسرتان بگویید اینچنین است. به او این اطمینان را بدهید که برای کمک و حمایتش در شرایط خاص کنارش هستید.

 

تو خیلی خوب خانواده را می‌چرخانی

وقتی صحبت از ریاست خانواده می‌شود مردها برای خود استانداردهایی دارند و خیلی برایشان مهم است که شما تلاش‌هایش را ببینید. پس شما هم باید به او ابراز کنید که قدردان زحماتش هستید و شیوه‌ی مدیریتی‌اش را می‌پسندید. به او قوت قلب بدهید که ارزش هر چیزی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کند را می‌دانید.

 

من با تو راحت و راضی‌ام

خیلی از ما احساس می‌کنیم همسرمان نعمتی از جانب خداوند است؛ می‌توانیم بی‌دغدغه خود واقعی‌مان باشیم و او نیز کمک‌مان می‌کند رشد کنیم و انسان بهتری شویم. او اشتباهات ما را می‌بخشد و درک‌مان می‌کند. شما باید بگذارید همسرتان بداند که درکنارش چقدر کامل شده‌اید و احساس رضایت دارید.

 

تو همیشه می‌توانی کاری کنی که بخندم و شاد باشم

اجازه دهید شوهرتان بداند که بلد است لبخند را به لبان‌تان بیاورد. به او نشان دهید با خودش انرژی مثبت به خانه می‌آورد و شما برای همین دوستش دارید. شاید همسرتان چیره دست‌ترین آدم در دنیا نباشد که شما را به قهقهه بیندازد اما به او بگویید که عاشق جُک تعریف کردنش هستید. این تعریف‌ها احساس خوبی به او می‌دهد و مطمئنش می‌کند که کارش را در شاد کردن شما درست انجام می‌دهد.

 

من به تو افتخار می‌کنم

اگر همسر شما باعث افتخارتان است پس از این بابت خیالش را راحت کنید! با این کار او احساس می‌کند بهترین مرد دنیاست. اگر به همسرتان ببالید و هر وقت نیاز داشت حامی‌اش باشید، به زندگی مشترک خودتان کمک کرده‌اید. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مدام با شکست‌ها و نقص‌ها روبرو می‌شویم پس مرد شما باید بداند که برای بلند کردنش همیشه حاضرید. اگر نشانش دهید که مایه‌ی غرورتان است او هم سخت‌تر کار می‌کند تا به رویاهای‌تان برسید و خانواده‌ای شادتر داشته باشید.

 

خوشحالم که با تو ازدواج کردم

بگذارید همسرتان بداند که اگر زمان به عقب برگردد باز هم او را به همسری انتخاب خواهید کرد. خیلی مهم است که بعد از جروبحث‌های‌تان یا بعد از گذراندن یک موقعیت سخت در زندگی این واقعیت را به زبان بیاورید تا بداند که ناامید نیستید. او را از عشق خود مطمئن کنید و بدانید که اگر واقعا می‌خواهید حرکت قشنگی برای همسرتان انجام دهید، همین ابراز عشق است. در پیدا کردن راههای رمانتیک ابراز علاقه، ابتکار به خرج دهید!

 

حالت چطوره؟ اوضاع چطوره؟

شاید این توصیه احمقانه به نظر برسد اما خوب است بدانید که همه‌ی ما نیاز داریم حرف دلمان را به زبان بیاوریم. برای شوهرتان وقت بگذارید و از او بپرسید حال و روزش چگونه است. ممکن است جوابی غیرمنتظره بگیرید. شاید او در مورد چیزی تردید داشته باشد و احساس کند مطرح کردنش سخت است. شاید هم کاملا خوب و روبراه باشد. شما هرگز این را نخواهید دانست مگر اینکه سوال کنید. این سوال ساده به همسرتان نشان می‌دهد که شما نگران و متوجه او هستید و در مورد هر چیزی که بخواهد می‌تواند برای شما حرف بزند.

 

تو بهترین دوست من هستی

خیلی‌ها فکر می‌کنند عشق و عاشقی بعد از گذشت سالها از زندگی زناشویی تحلیل می‌رود، اما اینطور نیست. گفتن اینکه «تو بهترین دوست منی» بهترین هدیه برای همسر است. شوهر شما تنها کسی است که همیشه کنار شماست و در سختی‌ها به خوبی از شما حمایت می‌کند، شما هم تمام افکار و ایده‌های خود را با او در میان می‌گذارید پس چرا به او نگویید که بهترین دوست شماست؟ با گفتن این جمله او را در مهم‌ترین موقعیت زندگی خود قرار می‌دهید و به او این اطمینان را می‌دهید که همیشه بدون هیچ مانعی، حرفهای‌تان را به او خواهید زد.

 

با هم حلش می‌کنیم

اگر همسرتان باعث بوجود آمدن دردسری شد به جای اینکه با داد و بیداد و سرزنش سعی کنید مشکل را حل کنید یک نفس عمیق بکشید، خونسرد باشید و به شوهرتان بگویید با کمک هم مسئله را حل خواهید کرد و به آرامی اشتباهش را به او گوشزد کنید. مطمئنا با آرامش و همدلی بهتر به راه حل می‌رسید تا با خشم و مرافعه.

 

تفاوت‌ها ما را به هم نزدیک‌تر می‌کند

ممکن است حسابی با هم دعوا کرده باشید و الان احساس کنید همه چیز به پایان رسیده و دیگر عشقی وجود ندارد و دوست دارید فقط از شوهرتان دور شوید. اما صبر کنید! شما باید بفهمید که طبیعیست دو نفر، دیدگاه و عقاید متفاوتی داشته باشند. پس به جای اینکه کنترل‌تان را از دست بدهید و داد و فریاد کنید، به او توضیح دهید چرا جور دیگری فکر می‌کنید. به حرفهای او هم نیز خوب گوش دهید.

 

کاری هست که بتوانم برایت انجام بدهم؟

بیشتر اوقات مردها تصور می‌کنند نباید به کسی بگویند که به کمک نیاز دارند. اما شما به عنوان همسرش باید بفهمید چه زمانی به کمک نیاز دارد. این کار شما به او نشان می‌دهد مراقبش هستید و می‌دانید که درست مانند هر آدم دیگری ممکن است نیاز به کمک داشته باشد. چه کسی گفته مردها نیاز به کمک ندارند؟ آنها فقط نمی‌دانند چگونه کمک بخواهند!

 

می‌دانم که تو بهترین تصمیم را می‌گیری

زندگی پُر از موقعیت‌هایی است که تصمیم گیری‌های سختی را می‌طلبند. در چنین شرایطی باید به همسرتان اطمینان بدهید که به او اعتماد دارید و تصمیم‌هایش مورد قبول شماست.

 

دوست داری بعدا در موردش حرف بزنیم؟

حتما می‌دانید که مردها نسبت به زنها سخت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند و اینکه شما آماده‌اید مذاکره‌ای طولانی داشته باشید دلیل نمی‌شود شوهرتان هم آماده باشد. این انتخاب را به او بدهید که اگر حالا آمادگی‌اش را ندارد بعدا در موردش صحبت کنید. با این کار کمک بزرگی به او می‌کنید.

 

دوست داری کمی تنها باشی؟

این پیشنهاد شما هم به همسرتان آرامش می‌دهد و فرصتی برایش فراهم می‌کند تا قبل از هر بحث و تصمیمی، بهتر فکر کند. با این حرف به او می‌فهمانید که درکش می‌کنید و فقط احساسات خودتان مهم نیست.

 

خود واقعی‌ات باش

همه‌ی ما عادت‌ها یا خصوصیاتی را در طرف مقابل‌مان نمی‌پسندیم و از او می‌خواهیم عادت‌های بدش را کنار بگذارد، مثلا سیگار کشیدن، بدقولی و …، اما عاقلانه نیست که از او بخواهیم خودش را تغییر بدهد. هر کسی شخصیت منحصربفرد خودش را دارد که او را از تمام دنیا متمایز می‌کند. شوهر شما مطمئنا ویژگی‌های زیادی دارد که برای‌تان دوست داشتنی است. به او بگویید کدام خصوصیاتش را دوست دارید و می تواند همیشه خودش باشد.

آقایان لطفا همسرتان در اولویت باشد

بدون دیدگاه


آقایان لطفا همسرتان در اولویت باشد

آقایان لطفا همسرتان در اولویت باشد

 

شما انتخاب کرده‌اید با همسرتان ازدواج کنید چون او، دختر مورد علاقه‌تان بوده است. یعنی باید بقیه‌ی عمرتان با او به عنوان دوست داشتنی‌ترین فرد زندگی‌تان رفتار کنید. شما انتخاب کرده‌اید که از این به بعد با همسرتان زندگی کنید و با او پیمان محبت و فاداری بسته‌اید.

 

آقایان! لطفا همیشه همسرتان را به هر کس دیگری ترجیح دهید

این عهد و پیمان نه تنها ارجمند و مقدس است بلکه، پایبندی به این قول، کلید ایجاد روابطی محکم و پابرجاست. پس اگر دوست دارید روابط شما، همیشگی باشد، باید همسرتان را به این شش نفر در زندگی‌تان ترجیح دهید:

 

۱. فرزندان‌تان

البته شب‌هایی خواهند بود که فرزند کوچولوی‌تان بین شما و همسرتان وول بخورد اما به طور کلی، اگر وقت گذاشتن برای فرزندتان به معنی صرف وقت کمتری برای همسرتان است، پس وقت آن رسیده که تجدید نظر کنید و همسرتان را در اولویت قرار دهید. خیلی مهم است که به عنوان یک پدر، به طور جدی مسئولیت پذیر باشید اما ایمکه اجازه بدهید نقش پدری‌تان، به قیمت کمرنگ شدن مسئولیت‌های‌تان به عنوان یک شوهر تمام شود، ارزشش را ندارد.

اگر در شرایطی قرار گرفتید که مجبور شدید بین حمایت از فرزندتان و حمایت از همسرتان یکی را انتخاب کنید، همسرتان را برگزینید.

 

۲. زنان مجازی

استفاده از پورنوگرافی به عنوان جایگزین روابط صمیمی حقیقی با همسرتان، این قدرت را دارد که به روابط شما به شیوه‌های گوناگونی آسیب بزند؛ می‌تواند رضایت شما از ظاهر همسرتان را کم کند، مغزتان را جوری تنظیم کند که فقط با پورنوگرافی برانگیخته شوید و سایر جنبه‌های مهم رابطه با همسرتان را بی‌ارزش تلقی کنید و نادیده بگیرید. اجازه ندهید تصاویر روی اسکرین، چنین آسیبی به رابطه‌ی شما و همسرتان بزنند.

 

۳. یک زن دیگر

البته نیازی به گفتن ندارد اما بسیارند کسانی که این نکته‌ی ظاهرا ساده را فراموش می‌کنند، پس ارزش یادآوری کردن را دارد. هیچ زن دیگری را نباید به همسرتان ترجیح دهید. یعنی به بهترین دوست دختر دوران بچگی‌تان چیزهایی را نگویید که به همسرتان نمی‌گویید! مراقب زمان‌هایی با یک زن دیگر می‌گذرانید باشید، چون حتی روابط ساده و به دور از گناه با زنان دیگر، گاهی می‌تواند بدون اینکه بفهمید از کنترل‌تان خارج شود.

 

۴. مادرتان

هیچ کدام از اعضای خانواده‌تان نباید، نسبت به همسرتان در الویت باشند. به عنوان یک شوهر، این وظیفه‌ی شماست که طرف ِ همسرتان باشید، و فرقی هم نمی‌کند چه کسی در مقابل او قرار گرفته است (حتی مادرتان). این رویکرد نیاز به تلاش دارد و شاید لازم باشد توافقاتی را با خود تمرین کنید تا عمیقا به این درک و باور برسید که با همسرتان در یک تیم باشید.

 

۵. دوستان

شما نباید بعد از ازدواج، ارتباط با دوستان خود را قطع کنید، اما باید بدانید که هیچ رابطه‌ای (هر چقدر قدیمی و صمیمی) نباید ارزشی بیشتر از رابطه‌ی شما با همسرتان داشته باشد.

 

۶. دوستان مجازی

زمان‌های طولانی گوشی به دست نشستن و چت کردن، کار ساده‌ای است. حتی اگر همسرتان هم در همین اتاق باشد و شما مشغول گوشی‌تان و بالا و پایین کردن صفحات و کامنت گذاشتن برای دوستان و آشنایان باشید که حتی خیلی از آنها را ملاقات هم نکرده‌اید، زمان ارزشمندی را که می‌توانید در کنار همسرتان بگذرانید از دست می‌دهید.

مطمئنا سپری کردن لحظات در کنار همسرتان بسیار مهم‌تر و زیباتر از وقت گذاشتن برای آنهایی است که حتی نقش کوچکی هم در زندگی‌تان ندارند. مراقب باشید، دوستان مجازی‌تان، توجه و انرژی‌تان را جذب نکنند!


با این صلوات 100حسنه برای خود بنویسید

با این صلوات 100حسنه برای خود بنویسید

 

کدام صلوات است که پاداش آن برابر با پاداش صد‌هزار حسنه است؟

شیخ صدوق روایت مسندی را نقل کرده که در آن به صلواتی اشاره شده و پاداش آن، برابر با صد هزار حسنه اعلام شده است:

امام باقر(ع) فرمود: هر کسی بعد از نماز عصر روز جمعه این صلوات را بفرستد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ»

خدايا! درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، آن جانشينان پسنديده او، برترين درودهايت را، و از بهترين بركاتت به آنان ارزانى كن، و سلام بر ايشان و بر جان ها و بدن هاشان و رحمت و بركات خدا بر آنان باد.

خدای عزّ و جلّ براى او صدهزار حسنه می‌نویسد و صدهزار گناه از او محو می‌کند و صدهزار حاجت او را برآورده می‌کند و صدهزار درجه او را بالا می‌برد»

ارتباط جنسی و رابطه ی آن با وابستگی

بدون دیدگاه


ارتباط جنسی و رابطه ی آن با وابستگی

ارتباط جنسی و رابطه ی آن با وابستگی

 

طی سال‌ها رابطه‌ی جنسی با همسر سابقم باعث شده کارهای احمقانه‌ای بکنم. مثل وارد شدن به روابطی که هیچ برنامه‌ای برای‌شان نداشته‌ام، فقط به این دلیل که به‌خاطر رابطه‌جنسی‌ به او وابسته شده بودم. البته دلیلش این نبود که آن رابطه‌ی جنسی آنقدر هوش از سرم پرانده بود که نمی‌توانستم دست از آن فرد بکشم ولی به‌این خاطر که آن رابطه‌جنسی مغزم را فریب داده بود که از آن آدم بهتر روی زمین پیدا نمی‌شود. من اسم این پدیده را «دیوانگیِ ناشی از رابطه‌ی جنسی» می‌گذارم. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از ایجاد رابطه‌ی جنسی با یک فرد جدید، ذهن منطقی‌تان مغلوب ذهن احساسی‌تان می‌شود. ولی چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی‌ای اینچنینی ایجاد می‌کند؟

دو سال تمام طول کشید تا اینکه ذهن منطقی‌ام بتواند در جنگ پیروز شود و آن فرد را کنار بگذارم. بااین‌حال بااین‌که می‌دانستم آن رابطه هیچ‌وقت به هیچ‌کجا نمی‌رسد، قلبم شکسته بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این احساسات را به فرد دیگری هم پیدا کنم؟ همه چیز افتضاح بود. ولی بعد از بیرون کردن کامل او از ذهنم خیلی طول نکشید که بتوانم درک کنم چقدر آن رابطه برایم مضر بوده است.

بعد از اینکه از شرِ طلسم آن رابطه‌ی جنسی خلاص شدم نمی‌فهمیدم که چرا زودتر خودم را از آن رابطه بیرون نکشیده‌ام. اوایل به‌خاطر حماقتم خودم را سرزنش می‌کردم ولی بعد برایم مشخص شد که منطق هیچ قدرتی در چنین شرایطی ندارد. همه چیز به شیمی مغز برمی‌گردد.

 

۱. هورمون عشق واقعیت دارد – و خیلی هم قدرتمند است.

آیا هر زمان که با فردی جدید وارد رابطه ی جنسی می‌شوید، حتی اگر از قبل تصور نمی‌کردید به درد رابطه‌ی جدی با هم بخورید، وابسته می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید؛ مقصر هورمون اوکسی‌توسین است که طی رابطه‌جنسی تولید شده و در بدنتان پخش می‌شود و باعث می‌شود بخواهید کنار آن فرد بمانید. اوکسی‌توسین همچنین به ایجاد پیوندهای متعهدانه بین زوج‌ها هم کمک می‌کند و بین افراد حس اعتماد به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، مغزتان شما را به بازی گرفته است.

البته ازآنجاکه زندگی هیچ‌وقت عادلانه نیست، اوکسی‌توسین در مغز زنان بسیار بیشتر از مغز مردان ترشح می‌شود و به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان بعد از رابطه‌ی جنسی دچار وابستگی می‌شوند.

 

۲. قسمتی از مغز در زمان اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود.

اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است.

 

۳. عشق اعتیادآور است.

شده تابه‌حال دوستی داشته باشید که فکر می کند به عشق اعتیاد دارد (شاید هم آن دوست خودتان باشید)؟ این افراد معمولاً از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌روند، رابطه‌هایی که هیچ‌کدام به دردشان نمی‌خورند. این افراد ممکن است از نوعی اعتیاد رنج ببرند. به آن اعتیاد به اوکسی‌توسین می‌گویند و مشکل‌شان کاملاً جدی است. اوکسی‌توسین بخش پاداش در مغز را فعال کرده و نوعی حس شادی ایجاد می‌کند. درواقع، درست همان قسمت از مغز را فعال می‌کند که هروئین فعال می‌کند. این چرخه‌ی پاداش می‌تواند اعتیادی واقعی به واکنش نورولوژیکی به عشق ایجاد کند.

خُب الان دیگر همه چیز را می‌دانید. می‌دانم وقتی به موضوع خیلی علمی نگاه می‌کنید از بارِ عاشقانه بودن رابطه کم می‌کند ولی از طرفی هم وقتی بدانید این چیزی نیست که در کنترل‌تان باشد یک نفس راحت می‌کشید. این مغز و آن هورمون‌های مزاحم‌اند که شما را وارد این داستان می‌کنند. بنابراین بااینکه نمی‌توانید جلوی وابسته شدن خودتان را بگیرید، دست‌کم می‌توانید بفهمید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. و دانایی (درمورد اینکه چطور به دام نیفتید) توانایی است.

غر بزنید و سبک شوید

بدون دیدگاه


غر بزنید و سبک شوید

غر بزنید و سبک شوید

 

خیلی از تکنیک‌های موثر کنترل استرس بر فواید «نگرش مثبت» تاکید دارند. تفکر مثبت امتیازات زیادی دارد و نگاه مثبت و روشن می‌تواند به روش‌های جالبی به اطرافیان سرایت کند. اما منفی بینی و منفی اندیشی می‌تواند خیلی از لذتهای زندگی را مبهم و دور از درک کند، رویکرد قدرشناسانه را از بین ببرد و انرژی اطرافیان را نیز تخلیه کند.

غر زدن و شکایت کردن رفتاری است که در بیشتر گروهها دیده می‌شود. غرولند کردن تا حدودی تسکین دهنده‌ی استرس است اما اگر به حالت خشم و نشخوار فکری تبدیل شودمی‌تواند تخریب کننده باشد. ابراز دلخوری‌ها و خستگی‌ها به مقدار کم مانند مسکنی برای استرس‌های‌تان عمل می‌کند و در این مطلب برای‌تان می‌گوییم چرا معمولا غُر می‌زنیم و بابت این غر زدنها حس خوبی هم داریم.

 

گاهی نیاز داریم که دق دلمی‌مان را خالی کنیم

وقتی تحت فشار هستیم گاهی احساس می‌کنیم داریم منفجر می‌شویم و این زمان است که واقعا نیاز پیدا می‌کنیم مقداری از خشم‌مان را تخلیه کنیم. اجازه دادن به تخلیه‌ی خشم و احساس منفی، تنش درونی‌مان را تسکین می‌دهد و احساس می‌کنیم کمی از شرایط سختی که در آن بوده‌ایم فاصله گرفته‌ایم، در نتیجه برای روبرویی با مشکل بعدی آماده‌تریم. بعضی وقت‌ها فقط نیاز داریم با ابراز خودمان و درون‌مان، عصبانیت‌مان را بیرون بریزیم.

 

مورد تائید قرار گرفتن حس خوبی دارد

گاهی به دلایلی احساس سرخوردگی و فرسودگی می‌کنیم و گرفتن تائیدیه از سوی یک نفر دیگر مانند مرهمی برای زخمها و کوفتگی‌های روحی ماست. اینکه بشنویم کسی می‌گوید:«می‌دانم چه احساسی داری و درکت می‌کنم، من هم جای تو بودم خسته می‌شدم»، می‌تواند مثل یک آغوش گرم و امن عمل کند. بعد از مورد تائید قرار گرفتن مانند کودک گریان و عصبانی که فقط یک بوسه از مادرش دریافت می‌کند، احساس اعتماد بنفس پیدا می‌کنیم تا سر موقعیت‌مان برگردیم و با مشکلات‌مان روبرو شویم.

 

بهتر به راه حل می‌رسیم

بررسی یک مشکل به عنوان یک تیم می‌تواند توانمندی‌ها و مهارتهای چند نفر را همزمان به کار بگیرد. شکایت کردن نزد دیگران بابت چیزی که آزارتان می‌دهد، شما را از مهارت‌ها و نظرات آنها بهره مند می‌کند و شاید برخی از این راه حل‌ها و نظرات هرگز به فکر شما خطور نکرده باشند. خیلی وقت‌ها ناخودآگاه به قصد کمک و راه حل خواستن پیش دیگران شکایت می‌کنیم و غر می‌زنیم.

 

ممکن است به نگرش‌های متفاوتی نیاز داشته باشیم

وقتی خیلی در متن یک موقعیت هستیم معمولا طبیعی است که فقط از نگاه خودمان به ماجرا نگاه کنیم و مشکلات پیش رو را بزرگنمایی کنیم و غیرعادی جلوه دهیم. بعضی وقتها خوب است که به یک دوست اعتماد کنیم تا ببینیم از دید او موقعیت چگونه است و آیا ممکن است چیزی وجود داشته باشد که ما آن را نمی‌بینیم، یا اصلا می‌شود جور دیگری به موقعیت نگاه کرد. اگر برای شنیدن حرفهای جدید و نظرات دیگران، شنوا و پذیرا باشیم، بررسی نگاه دیگران و نظر خواستن از آنها و طرز تلقی‌شان از چیزی که ما را ناراحت می‌کند واقعا مفید خواهد بود. گاهی دیدن چیزی از زاویه دیدی متفاوت واقعا می‌تواند خشم‌ها و خستگی‌های ما را برطرف کند یا حتی راه حل‌های جدید و کاربردی پیش پای ما بگذارد.

 

ممکن است واقعا نیاز به انگیزه داشته باشیم

گاهی می‌دانیم باید چیزی را تغییر دهیم اما فقط مشکل این است که آماده‌ی ریسک کردن و تلاش کردن نیستیم چون امید و انگیزه نداریم. پس اگر گاهی دیدید خیلی روی مشکلی که دارید متمرکز شده‌اید، ممکن است علامت این باشد که به دنبال راهی برای ایجاد انگیزه جهت تغییر و تحول هستید و این بخشی از پروسه‌ی رسیدن به هدف است.

 

گاهی غُر زدن باعث برطرف شدن مشکل می‌شود

درست مانند چرخی که جیرجیر می‌کند تا اعلام کند نیاز به روغن کاری دارد؛ گاهی ابراز شکایت و غرولند کردن راهی است برای برداشتن یک مانع یا حل مشکل. اگر از کسی شکایت کنید که می‌دانید شرایط تغییر را دارد و رویکردتان با سیاست رفتاری مناسبی همراه باشد، غُر زدن و شکایت کردن می‌تواند بسیار موثرتر از صرفا چیزی نگفتن یا مثلا قهر کردن واقع شود. در خیلی از موارد، مودبانه شکایت کردن، نتیجه می‌دهد.

اما غر زدن می‌تواند آسیب هم بزند. وقتی چند بار پشت سر هم غُر بزنید و گله و شکایت کنید و این برای‌تان عادت شود، ممکن است در شرایطی استرس برانگیزتر قرار بگیرید و اوضاع را بدتر کنید.

 

و اما مضرات زیاد غُر زدن!

روی خودِ مسئله متمرکز می‌شوید، نه راه حل های بالقوه

هر چند شکایت کردن و غر زدن می‌تواند وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه باشد اما نباید تمرکز شما را روی خود مسئله نگه دارد و از راه حل‌های ممکن غافل شوید. اگر زمان زیادی را صرف غر زدن کنید ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که تسلیم خشم و ناراحتی‌تان شوید و به جای اینکه انگیزه‌ی مورد نیازتان برای تغییر را پیدا کنید، در احساسات منفی گرفتار شوید.

 

بد بین می‌شوید

علم در مورد فواید نگرش خوشبینانه و ضعف‌های نگرش بدبینانه، زیاد برایمان گفته است. خوب است این را هم بدانید که طرز نگاه ما درست مانند عادتهای ماست؛ ما عادت می‌کنیم که جور خاصی فکر کنیم و ناخودآگاه کم کم طرز فکر و نگاه ما ریشه می‌دواند و همیشگی می‌شود. عادت کردن به دیدن جوانب منفی از هر چیزی می‌تواند نگرش بدبینانه را در وجودمان جا بیندازد

 

جریان مداومی از خشم

وقتی روی چیزهایی متمرکز می‌شوید که مردُم اغلب در مورد آنها گله وشکایت دارند، احتمال اینکه شما هم عصبانی و عصبانی‌تر شوید بیشتر می‌شود. این خشم و نارضایتی در وجود شما نهادینه می‌شود و شروع می‌کنید به خو گرفتن با این حس بد. این خشم باعث مشکلات در روابط می‌شود که اصلا اتفاق خوبی نیست.

 

گروهی از آدمهای منفی دور خود جمع می‌کنید

شکایت کردن می‌تواند واگیردار شود. وقتی در میان گروهی از افراد قرار می‌گیرید که صرف همدلی با همدیگر، گله و شکایت‌های هم را تائید می‌کنید، اتفاق نظر و تصدیق‌های‌تان از شما گروهی از افراد ناراضی و بدبین می‌سازد که حس بد همدیگر را تغذیه می‌کنید. اگر متوجه شدید شما و دوستان‌تان عادت کرده‌اید به غر زدن درمورد همان موضوعات همیشگی و بعد از آن هم هیچ حس خوبی پیدا نمی‌کنید که تسکین‌تان بدهد، پس زمان آن است که موضوع گفتگوهای‌تان و جو گروه را کاملا عوض کنید.

 

سر دیگران خالی می‌کنید

آنهایی که مدام شکایت می‌کنند مانند خون آشام‌هایی هستند که انرژی دیگران را می‌بلعند. پس مراقب باشید که غر زدن‌های شما آنقدر سنگین و مکرر نشود که شنونده‌های‌تان را آشفته و تخلیه انرژی کند.

مشکلاتی که در موردشان غر می‌زنیم نیاز به راه حل دارند و استرس ِ این چالش‌ها باید مدیریت شده و به حداقل برسد. بدون تردید، غرولند کردن فوایدی دارد و می‌تواند استرس را کم کند اما به این شرط که تحت کنترل‌تان باشد. بیش از حد شکایت کردن و ابراز ناراحتی از مسائل، چه کوچک و چه بزرگ، شما را به هیچ راه حلی نمی‌رساند. غر زدن‌های‌تان را محدود کنید تا بهتر بتوانید دنیای پیرامون‌تان را با خوشبینی و قدردانی ببیند.

مدلی که در پیری هم جذاب است

بدون دیدگاه


مدلی که در پیری هم جذاب است

مدلی که در پیری هم جذاب است

کارمن دلورفیس Carmen Dell’Orefice مدلی است که نمیخواهد بازنشته شود ودر 86 سالگی مانند یک دختر جوان بکار مدلینگ مشغول است او از دوران جوانی یکی از مدلینگ هاي مشهور در تمام جهان بوده است و با همه ی برندهای مطرح جهان کار کرده است. وی متولد ۳ ژوئن سال ۱۹۳۱ در کشور آمریکا است. وی بعنوان مسن ترین مدل جهان با سن ۸۶ سال توانسته به مانند دوران جوانی در دنیای مد بدرخشد.مدلی که در پیری هم جذاب است

 

به گزارش فرا ناز ، ویژگی هاي جسمی این مدل توانسته حتی در دوران کهنسالی نیز او را همان‌ گونه جذاب جلوه دهد، قد ۱۷۰ سانتیمتری کارمن دلورفیس درکنار رنگ موی نقره اي که تناسب خاصی با رنگ چشمانش دارد، درکنار چهره زیبا و استایل جذابش، او را برای انجام کار مدلینگ در برترین فشن شوها و برندهای لباس و جواهرات سالمندان آماده ساخته است.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

 

اولین فعالیت کارمن دلورفیس در دنیای مد توسط پدر خوانده اش درسال ۱۹۴۶ میلادی انجام شد که نسبت به معرفی وی بعنوان مدل به مجله مشهور اقدام کرد. بنابر این کارمن ۱۵ ساله، توانست اولین قرارداد مدلینگ خودرا با این نشریه مطرح دنیای فشن به ازای هر ساعت فعالیت ۷ دلار، منعقد کند.

اروین بلومنفلد، عکاس مشهور ووگ درسال ۱۹۴۶ میلادی، تصویری از کارمن را بر روی جلد ووگ منتشر کرد. دلورفیس کارمن، بعنوان مدلی که یادآور شخصیت هاي کارتونی کودکان از جمله شنل قرمزی، سفید برقی و سیندرلا است، ایفای نقش نمود که شهرت او را چندین برابر نمود.

پس از شهرت در زمینه مدلینگ زندگی کارمن دچار تغییرات بسیاری شد که تا قبل ازآن با مادرش در تنگدستی ,و فقر بود. دلیل اصلی شهرت کارمن همکاری وی با عکاسان مشهور صنعت تبلیغات از جمله ملوین سوکولسکی «Melvin Sokolsky» دانست که برای نشریه مطرح هارپرز بازار «Harper Bazaar» کار میکرد.

دهه شصت میلادی اوج فعالیت و شهرت کارمن بود که عکسهای تعداد زیادی از وی بر روی مجله مشهور Vanity Fair منتشر شد. همکاری کارمن با موسسه تبلیغاتی فورد «Ford Modelling Agency» بخشی از فرصت هاي جدیدی بود که در عرصه مد در نیمه دوم قرن بیستم در اختیار وی قرار گرفت.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

 

کارمن، تا کنون سه بار ازدواج کرده و پس از سومین طلاقش، در اواخر دهه هشتاد میلادی، به دنیای مد بازگشت ودر دهه ۹۰ میلادی، برای برند Isaac Mizrah فعالیت کرد. وی مدل برندهایی هم چون Cho Cheng و ساعت Rolex نیز شد.

بدلیل ۵۰ سال فعالیت گسترده در دنیای مد و حضوری تاثیرگذار دراین عرصه، دانشگاه هنر لندن، در جولای ۲۰۱۱ میلادی،‌ درجه دکترای افتخاری خود رابه کارمن دلورفیس اعطا کرد. این دانشگاه با همکاری دیوید دان تاون، کلکسیونی از عکسهای مد و لباس این فعال مد بانوان را در نمایشگاهی رونمایی کرد که با استقبال بی نظیری همراه شد.

 

دوران جوانی

درسال ۲۰۱۵ میلادی، کارمن دلورفیس با افراد سرشناسی در دنیای مد مانند David Gandy و Isabel Fontana همکاری کرد تا مغازه Palacio d Hierro Polanco را توسعه دهد که در فروش برندهای لوکس دنیای مد فعالیت داشت و نمایشگاهی دائمی برای برندهایی هم چون لویی ویتون، هرمس، مون بلان و برندهای دیگر بود.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

به گزارش پارس ناز ، ریشه ایتالیایی وی کافی بود تا کارمن با دنیای مزون هاي تاثیرگذار میلان و رم در عرصه ارائه نقش هاي خاص الهام بخش بر فشن اروپا آشنا شده و به این زمینه جذاب علاقه نشان دهد.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

 

کارمن دلورفیس، بر خلاف زندگی موفق در دنیای مد، در زندگی شخصی با فراز و نشیب هاي فراوانی مواجه شد. در دهه ۵۰ میلادی با بیل مایلز آشنا شد و با وی ازدواج کرد. او از کارمن سوء استفاده مالی می‌کرد، بعنوان مثال، چک هایي که بعنوان حقوق از موسسات مدلینگ کارمن دریافت می‌کرد را خرج کرده و تنها پنجاه دلار از حقوقش رابه وی پرداخت میکرد. سرانجام پس از تولد اولین دختر کارمن «لارا»، از یک دیگر جدا شدند.

آشنایی با ریجارد هیمن، عکاس مشهور مدلینگ، دومین ازدواج کارمن را شکل داد. اما چند سال بعد بخاطر این که کارمن، قصد بازنشستگی از دنیای مد را داشت، ریچار او را ترک کرد و تا ۵۰ بعد یعنی تا زمان مرگ ریچارد، انها دوستان خوبی برای یک دیگر بودند. در دهه شصت میلادی، کارمن با یک معمار جوان به نام ریچارد کاپلان ازدواج کرد که زندگی مشترک انها ۱۰سال به طول انجامید. اواخر دهه ۸۰ نیز او با دیوید ساسکایند، مجری تلویزیون آشنا شد اما پیش از ازدواج، نامزد وی از دنیا رفت.

 

راز زیبایی و سلامت پوست کارمن

کارمن جایی گفته بود که مردم درباره راز زیبایی پوستش سوالات زیادی از وی می پرسند. او میگوید: کاری که من انجام میدهم برای عموم مردم در معرض نیست. من از ماسک یا لیفت استفاده نمیکنم. بلکه دکتر من، از یک نوع برس ظریف فلزی استفاده میکرد و از پوست من لایه برداری انجام می شد. این عمل سبب لطیف شدن پوست شده و لایه اي دیگر از پوست ساخته نمی شد.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

 

کارمن در زمان خواب نیز طبق توصیه پزشکان، از کرم ضد آفتاب استفاده میکند تا صبح پس از بیدار شدن درصورت فراموش کردن استفاده از ضد آفتاب، مشکلی برای پوستش ایجاد نشود. نشریه گاردین درسال ۲۰۰۸ میلادی و فشنیستا در ۲۰۱۲ میلادی، به رازهای مراقبت از پوست ایشان اشاره کرد. او از روشهای مختلفی برای مرطوب کردن پوست استفاده می‌کند. شست و شو با آب و آب لیموی تازه، بخشی از فعالیت هاي روزانه سبک زندگی کارمن به شمار میرود.

 مدلی که در پیری هم جذاب است

 

کارمن درسال ۱۹۸۵ میلادی کتابی با عنوان زیبا بودن: گرایش ها و رازهای زیبایی از زبان مدلی با ۴۰ سال سابقه که با همکاری آلفرد لوئیس توسط انتشارات Harrpercollins منتشر کرد، درباره اصول بهداشتی و زیبایی و سبک زندگی خود برای حفظ شادابی پوست و مو توضیح داد که با استقبال بی نظیری مواجه شد.

 

بازنشستگی و بازگشت به عرصه‌ي مدلینگ

باوجود محبوبیت و موفقیت، ایلین فورد؛ مدیر آژانس مدلینگ، او را کنار گذاشت و مجله‌ي وُگ نیز دیگر تمایلی به همکاری با او نداشت؛ زیرا اندام بسیار لاغر او احتیاج به مراقبت‌هاي دکتری داشت. او درسال ۱۹۵۳ به آژانس مدلینگ فورد پیوست و بعد از ازدواج دومش درسال ۱۹۵۸ از فعالیت‌هاي مدلینگ کناره‌گیری کرد.

کارمن دلورفیس درسال ۱۹۷۸ بدلیل نیاز مالی دوباره به فعالیت‌هاي مدلینگ بازگشت. طی سال‌هاي ۱۹۹۰ تا سال‌هاي بعد از ۲۰۰۰ مدل برندهایی از جمله: آیساک میزراهی، چو چنگ و رولکس بود. کارمن در ژوئن ۲۰۱۱، تولد هشتاد سالگی خودرا جشن گرفت ودر همان سال بدلیل خدماتش به صنعت مد، دکترای افتخار را از دانشگاه هنر لندن دریافت کرد. این دانشگاه با کمک دیوید دَونتون، تصویرساز و عکاس، نمایشگاهی با عکس‌هاي کارمن برای وُگ.مدلی که در پیری هم جذاب است

افتخارات شغلی کارمن و عکس‌هایي از آرشیو شخصی او برگزار کرد. درسال ۲۰۱۵، کارمن با همکاری دیوید گاندی و ایزابل فونتانا، فروشگاهی را افتتاح کرد. این فروشگاه بدلیل حضور این سه مدل مشهور و برندهای لوکسی از جمله: لویی ویتون، هرمس و مونت بلنک به محبوبیت زیادی دست پیدا کرد.


اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

لاکچری در واقع کلمه انگلیسی Luxury است که ما در طول سالیان دراز مخفف آن را تلفظ می‌کردیم و می‌گفتیم لوکس Lux، لوکس یعنی تجملی عامرانه بخواهیم بگوییم لوکس برابر است با بنز در واقع با وجودی که لوکس یک واژه لاتین به معنای تجملی است اما در زبان پارسی مانند یک کلمه پارسی با آن برخورد میشود. لوکس گرایی یا لاکشری «Luxury» به معنای شکلی از زندگی است که در آن فرد ترجیح میدهد اجناس لوکس را بخرد.

لاکشری با وجودی که به تلفظ صحیح واژه انگلیسی نزدیکتر است اما در ایران به صورت لاکچری تلفظ میشود. البته با توجه به جا افتاده بودن کلمه لوکس در زبان پارسی همان ترجمه لوکس گرایی برای آن مناسب تراست.

لاکچری یک سبک زندگی است که در آن فرد اصرار دارد گرانقیمت ترین و باکیفیت ترین اقلام را در بین کالاها و خدمات انتخاب کند چرا که گمان می‌کند با اینکار تجربه ممتاز و حس برتر و بالاتری نسبت به هم رده هاي خود در جامعه پیدا می‌کند.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

 

خودرو هاي لاکچری را همه ی در زیر پای فوتبالیست هاي معروف دیده ایم. ساعت ها، جواهرات، مبلمان و وسائل خانگی و همین طور هتل ها و رستوران ها از کالاها و خدمات لاکچری به حساب می‌آیند.به گزارش پارس ناز خرید بلیط تجربه هاي لذت بخش و نادر مثل سفر به فضا هم از جمله خریدهای لاکچری شناخته می‌شود. میوه فروشی که میوه هاي درشت و باکیفیت را در فضایی جداگانه نگه می دارد هم یک لاکچر فروش است که دنبال مشتری پولدار و لاکچرپسند میگردد.

 

بازار لاکچری یا لوکس فروشی یک بازار بسیار پردرآمد و البته با مشتریان خاص است. مشتریان مغازه هاي لاکچری آدم هایي هستند که در مورد قیمت زیاد چانه نمی‌زنند و بیشتر از قیمت نگران واقعی بودن نام تجاری یا برند محصولی هستند که می‌خرند. بهمین خاطر اگر بتوانید محصول خودرا بعنوان یک برند یا نام تجاری لاکچری به لوکس گراها معرفی کنید و به آنها بقبولانید که با خرید این محصول می‌توانند جزو باشگاه لاکچرها باشند.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

 

میتوانید مطمئن باشید که برنده شده اید و جایگاهی عالی در بازار برای خود ایجاد کرده‌اید. البته هنوز تعریف مشخص و واحدی برای لاکچری «Luxury» در دنیاوجود ندارد. به گزارش پارس ناز خیلی ها معتقدند هر چه جنس گرانقیمت تر و کمیاب تر باشد لاکچری تر است. برای همین وقتی یک ساعت لاکچری به دست میکنند اصرار دارند ثابت کنند دارای شناسنامه تائید شده و عدد سریال قابل رهگیری از طریق اینترنت است.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

 

از همه ی مهم تر از این ساعت فقط تعداد مشخص و محدودی تولید شده که افراد خاص و معروف و سرشناسی آن را در کلکسیون خود دارند. بد نیست بدانید که تب لوکس گرایی فقط پولدارها و خوش درآمدها را نگرفته است. حتی در خانه هاي افراد کم درآمد هم شما میتوانید وسایل مشخصی را پیدا کنید که فقط به خاطر لوکس و تجملی بودن وجودشان در خانه تحمل می‌شود.

جالب اینجاست که شوق جست‌وجو برای وسایل لوکس یا لاکچری ، حتی از همان زمان غار نشینی نیز همراه انسان بوده است. به گردن آویختن دندان شیری که برای شکارش زحمت زیادی کشیده شده بود یا آویزان کردن عاج فیل از سقف غار، همگی حکایت از شوق و علاقه شدید انسان غار نشین به متفاوت بودن و به قول لاکچرهای امروزی متمایز بودن میکند. شک نیست که لاکچری یک پدیده اجتماعی است که در برخورد و ارتباط طبقات خاصی از انسانها با یک دیگر معنا پیدا می‌کند.

ما وسایل لوکس را برای دل خودمان نمی‌خریم. میخواهیم با آن مفهومی رابه دیگران نشان دهیم. بدیهی است که از لحاظ روان شناسی این مفهوم لوکس نمایی یا به رخ کشیدن و نمایش اجناس لوکس یک پدیده ذهنی و غیرواقعی است، اما با این وجود تعداد زیادی از افراد پولدار و حتی طبقه متوسط جامعه حاضرند سلامتی و سرمایه خود رابه خطر بیاندازند و حتماً لاکچرگونه زندگی کنند.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

 

بازار عرضه خدمات و محصولات لاکچری یک گوشه بازار «Niche Market» است که سودی کلان در آن خوابیده است. باید پذیرفت که افراد پولدار و بسیار ثروتمند جامعه جهانی را نمیتوان نادیده گرفت. این افراد داشتن یک زندگی لوکس و متمایز را حق خود میدانند و اصرار دارند که به هر شکلی که شده، متمایز بودن شان را هم بخود و هم به دیگران ثابت کنند.

بهمین خاطر با فراغ خاطر و بدون تاخیر و چانه زنی ثروت خودرا برای خرید محصولات و استفاده از خدمات لاکچری به جریان می‌اندازند و با دست و دلبازی پول خرج میکنند. صاحبان کسب و کارهایی که برای مشتریان لاکچری محصول خاص داشته باشند و بتوانند این گروه از مشتریان ویژه رابه سمت خود جلب کنند، در واقع برنده بازار هستند.

اما نکته این جاست که این تاجران قبل از هر کاری باید لاکچر بودن محصول و خدمات خود رابه مشتری لوکس گرا و ممتاز ثابت کنند. اینجاست که بحث بازاریابی لاکچری و یافتن رسانه اي مناسب برای معرفی محصولات و خدمات لاکچری مطرح میشود. به جرات می‌توانیم بگوئیم که مجله «انرژی مثبت» یک مجله لاکچری برای ساکنین دنیای لاکچری هاست. انرژی مثبت برای خود یک برند خاص با مطالبی ویژه و متمایز است.

چرا که تنها به معرفی محصولات و خدمات لاکچری نمیپردازد، بلکه نگاهی یکپارچه نگر دارد و تمام حوزه هاي روانشناسی، اقتصادی، سلامت و چالش هاي زندگی شغلی و اجتماعی انسان هایي که در جستجوی تمایزهای مثبت اند را پوشش میدهد. ما براین باوریم که شاید مقدار طلای موجود در جهان محدود باشد، اما ثروت جاری و قابل استخراج دراین دنیا پایان ناپذیر است و میتواند توسط هر انسانی روی زمین خلق شود و تکثیر گردد.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

 

وقتی ثروت عالم بی پایان باشد، پس همه ی انسانها این فرصت و از همه ی مهم تر این حق را دارند که لاکچری ترین زندگی را برای خود و فرزندان خویش رقم بزنیم. بهمین خاطر مجله انرژی مثبت را یک مجله لاکچری برای همه ی انسان هاي روی زمین می‌دانیم. اثبات انرژی مثبت خود انرژی مثبت است. با ما همراه باشید. شما رابا دنیای جدیدی آشنا خواهیم ساخت. دنیایی فراتر از دنیای لاکچری ها.

 

معنا و کاربرد واژه لاکچری یا تلفظ درست تر آن لاکشری در ادبیات امروز جهان چیست؟

در ابتدای این گزارش در سایت فراناز توضیحات مختصری درباره کلمه لاکچری ، تلفظ و طرز نوشتن آن و واژه هاي هم معنی یا مخالف دادیم که در ادامه به شرح کلمه هاي هم معنی با لاکچری در زبان پارسی می پردازیم که به درک بهتر این کلمه کمک میکند

 

لاکچری یعنی تجمل

کلمه تجمل ریشه در زبان عربی دارد و یکی از معانی آن در زبان پارسی زیبایی است و پیامبر میفرماید : ” خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد نعمت هاي خودش را در بنده اش ببیند . خداوند فقر و اظهار به فقر را دشمن می‌داند ” هر انچه در اطراف ما ودر دنیاوجود دارد نشانه هایي از زیبایی و زشتی «نازیبایی» را در خود دارد که البته تشخیص این زشتی و زیبایی به سلیقه افراد ، سبک زندگی و محیط و جامعه اي که در آن زندگی کرده اند بستگی دارد.

حتی ساخته هاي دست بشر از داشتن این ویژگی ها مستثنا نیست. کلمه تجمل به معنای آراستن است ودر زندگی به معنای گرایش به زیبا نشان دادن است که البته مرز باریکی بین فخر فروختن به دیگران با تجمل است که زیاده روی در تجمل گرایی باعث گذشتن از مرز تجمل است که عملی بسیار مذموم و ناپسند است.

 

لاکچری یعنی گران بودن

گران بودن یکی از شاخص هاي لاکچری است؛ البته تنها یکی از شاخص ها. متاسفانه بدلیل کج فهمی، در زبان امروز مردم، هر چیز گرانی لوکس نامیده می‌شود در حالی‌که ممکن است هرگز کیفیت مطلوب را نداشته باشد و یا دقت لازم برای ساخت و پرداخت آن بکار گرفته نشده باشد. به هرحال واضح است کالایی که ساعت ها زمان برای طراحی و ساخت آن از عمر افراد سپری شده است، قیمت بالایی هم دارد.

 

لاکچری یعنی شکوه

واژه هاي مترادف با این واژه عبارت اند از شان، شوکت، حشمت، بزرگی، بزرگواری، جاه و جلال، دبدبه، ابهت، فر. شکوه یعنی جلوه کردن به بزرگی و جلال و خوبی. چیزی که شکوه دارد، در کمترین زمان، زبان انسان را بند می آورد و او را مبهوت خود می‌کند. هر چیز شکوهمند آن قدر از لحاظ احساسی انسان را بر می انگیزد که توصیف کردن چگونگی این روند و این‌که چه چیز باعث این وجد و شعف درونی میشود، تقریباً ناممکن است.

 

لاکچری یعنی فراوانی

وفور و بسیار بودن در جنبه هاي مختلفی نمود پیدا می‌کند از جمله در مورد تزئینات یک شیء یا لباس و یا تعدد اتاق هاي یک خانه. زیاد بودن بطور کلی چیزی است که پس از رفع نیاز هاي اولیه و به دست آمدن ضرورت ها به سراغ انسان می‌آید. البته گاهی زیاد بودن به حد ريخت و پاش میرسد که رفتاری ناپسند است.

 

لاکچری یعنی تزئینی بودن

انسان زمانی به سراغ تزئین کردن میرود که بخواهد به چیزی فراتر از کاربردی بودن یک وسیله برسد. خرید یک تابلو، یک مجسمه یا یک فرش اصیل، مثال هایي از تلاش انسان برای آراستن و تزئین کردن محیط پیرامون خود است. تزئین کردن به مفهوم توجه بیشتر هم است. هر کس ممکن است به پوشاک، خودرو، یا محل زندگی خود بیشتر توجه کند و آن را تزئین کند. تزئین کردن طبق معمول با اضافه کردن همراه است.

لاکچری ، وجوه بسیاری دارد. توصیف یک خانه، خودرو و یا هر ساخته بشری با این واژه، تنها به معنای گرانی آن چیز نیست. کیفیت ساخت و پرداخت، رعایت اصول هنری و تعداد زیادی از موارد دیگر که در مقاله هاي بعدی به انها خواهیم پرداخت، از لازمه هاي این ساخته هاست. لاکچری مانند هر مفهوم و یا شیء دو وجه پسندیده و ناپسند می‌تواند داشته باشد.

 اینگونه میتوانید لاکچری زنذگی کنید

همانطور که چاقو می‌تواند ابزار نجات جان انسان در دست دکتر باشد و یا آلت قتل وی در دست یک جانی. لاکچری میتواند بطور صحیح بکار گرفته شود؛ به منظور آسایش و رفاه بیشتر. از سوی دیگر می‌تواند بطور غیر اخلاقی و به منظور نمایش توانگری مالی بکار گرفته شود که پسندیده نیست.

مردی که 80هزار بار جواب رد شنید

بدون دیدگاه


مردی که 80هزار بار جواب رد شنید

مردی که 80هزار بار جواب رد شنید

این مرد جوان تا به حال 80/000 بار به قرار ملاقات رفته، درخواست ازدواج کرده و جواب رد شنیده است. او که رکورد تازه اي را ثبت کرده با تابلویی در خیابان ایستاده و درخواست یک همسر را دارد.

در حقیقت این مرد جوان چینی اخیرا برای سال‌ها تلاش برای یافتن همسر مناسب تبدیل به سوژه رسانه هاي ملی این کشور شده است. او مدعی است در طی هشت سال گذشته تا کنون از 80/000 زن درخواست قرار آشنایی کرده، ولی در هر بار جواب رد شنیده است.

 مردی که 80هزار بار جواب رد شنید

 

تلاش برای یافتن همسر

نیو ژیانگ فنگ بدلیل استفاده از روشهای غیر معمول برای یافتن شریک زندگی، به او لقب «مرد دیوانه قرارآشنایی» داده شده است. این مرد نخستین بار درسال 2013 وقتی عکسهایی از وی در خیابان هاي شهر پکن منتشر شد که یک تابلوی تبلیغاتی در دست گرفته بود مورد توجه رسانه ها قرار گرفت، وی دراین تابلو در مورد تمایل خود به یافتن همسر نوشته و همچنین آدرس پروفایل خود در شبکه اجتماعی را نیز ضمیمه آن کرده بود.

پدر او چند سال پیش بر اثر سرطان فوت کرد و او احساس کرد به یک خانواده و شروع زندگی مشترک نیاز دارد.به گزارش پارس ناز ولی همه ی چیز طبق چیزی که وی امیدوار بود پیش نرفته و با گذشت پنج سال او هنوز دنبال خانم آرزوهایش است. اینروزها ژیانگ فنگ دیگر با تابلو تبلیغاتی دیده نمیشود ولی همان‌ گونه به تلاش خود ادامه می‌دهد.

او به سایت هاي همسریابی سرزده، با خانمها در شبکه اجتماعی دوست میشود.وی حتی در خیابان از خانمها می پرسد که آیا همسر یا نامزد دارند. ولی با این حال هر بار رد شده است. برخی می‌گویند دلیل آن این است که او بیش از حد تلاش می‌کند و از نظر بقیه بسیار غیراحساسی و یا آشفته و ناامید بنظر میرسد ولی نیو خودش توضیح دیگری دارد.

 

او میگوید زنان امروزی وقتی نوبت به یافتن شریک زندگی می‌رسد می‌توانند بسیار «بی شرم» باشند. بیشتر انها به دنبال مردان بلند قد و خوش چهره هستند که بتوانند با حرف هاي شیرین به قلب آن ها راه پیدا کند ولی او کوتاه و زشت است و دوست ندارد برای تحت تاثیر قرار دادن انها دروغ بگوید.

پول نیز یکیدیگر از مشکلات بزرگ است، چرا که زنان مجرد به دنبال مردانی با حقوق هاي بالا هستند که یک خانه در شهر نیز داشته باشند.آن ها می‌گویند بعنوان یک مرد، تو باید یک خانه داشته باشی.و متاسفانه او ندارد.

این مرد 31ساله اخیرا دریک گفتگو ویدئویی شرکت کرده که در آن مدعی است تا کنون در طی یک دوره هشت ساله 80/000 بار از سوی زنان رد شده است. صرف نظر از آنکه ژیانگ فنگ چقدر تصور می‌کند غیرجذاب است، ولی این تعداد درخواست آشنایی تا حدی مشکوک بنظر می‌رسد.

 

از این رو شماری از وبسایت هاي خبری چینی برای تایید این موضوع با وی صحبت کردند تا بدانند آیا وی به راستی چندین هزار مرتبه رد شده یا این رقم ساختگی است. وی در گفت و گو اي گفت هرگز رقم دقیقی برای این موضوع نگفته است ولی این تخمین به هیچ عنوان غیرواقعی نیست.

او میگوید در طی این سال‌ها حدود 60000 پیام آنلاین به زنان داده و تعداد زیادی از آن ها او را رد کرده اند و برخی دیگر به سادگی به او پاسخ نداده اند.

اضطراب و عوارض ناشی از آن برای پوست

بدون دیدگاه


اضطراب و عوارض ناشی از آن برای پوست

اضطراب و عوارض ناشی از آن برای پوست

 

اضطراب نه تنها به سلامتی روحی بلکه به سلامت جسمی ما هم صدمه می زند. صدمات جسمانی اضطراب، پوست ما را هم تحت تأثیر قرار می دهد. در حقیقت می توان گفت رابطه ی اضطراب و پوست با یکدیگر آنچنان بد است که باید آن ها را در یک جنگ تمام عیار تصور کرد. وقتی مضطرب هستید، پوست تان شرایط بدتری پیدا می کند و این مسأله می تواند به معنای تشدید مشکل پوستی فعلی تان یا فوران جوش ها باشد. در این بخش از سایت فراناز به تأثیر اضطراب بر پوست می پردازیم.با ما همراه باشید.

 

۱- جوش

اگر مستعد جوش هستید، اضطراب آن را تشدید می کند. هرگز جوش های خود را نترکانید چون این کار می تواند منجر به عفونت و ایجاد اسکار (فرورفتگی باقی مانده از جوش) شود. در خصوص جوش ها، کورتیزول یا همان هورمون اضطراب مانند هورمون آندروژن عمل می کند و باعث می شود مانند یک پسر نوجوان در دوران بلوغش جوش بزنید. برای مقابله با این مسأله، به طور منظم ورزش کنید، شب ها ۷ تا ۸ ساعت بخوابید و پیش از خواب روتین مناسبی برای پاک سازی پوست تان داشته باشید. علاوه بر این ها، با انجام یوگا یا مدیتیشن می توانید اضطراب خود را کم کنید.

 

۲- پیری پوست

جلوی پیری را نمی توان گرفت اما می توان سرعت آن را کم کرد. اضطراب یکی از عوامل اصلی تسریع چین و چروک ها است. اگرچه هنوز مشخص نیست اضطراب دقیقا چطور در روند پیری پوست تأثیر می گذارد، تحقیقات جدید توضیحاتی احتمالی در این باره ارائه کرده است. طبق یافته های این تحقیقات، تولید هورمون های اپی نفرین، نوراپی نفرین و کورتیزول در بدن در زمان تجربه ی اضطراب، آسیب به دی ان ای را بیشتر کرده و کار ترمیم دی ان ای را مختل می کند. استفاده از محصولات بهداشتی مناسب می تواند مؤثر باشد.

 

۳- پسوریازیس

پسوریازیس نوعی بیماری خود ایمنی است که اضطراب می تواند آن را تشدید کند. در اثر این بیماری، سیستم ایمنی بدن سیگنال های اشتباهی می فرستد و این سیگنال ها باعث می شود سرعت رشد سلول های پوستی بیشتر از سرعت ریزش آن ها شود. در نتیجه پوست قرمز رنگ، خارش دار و پوسته پوسته می شود. این بیماری مزمن بوده و محرک هایی مثل اضطراب و وقایع زندگی می تواند باعث فوران آن شود. پیدا کردن روش هایی برای مقابله با اضطراب برای کمک به کنترل پسوریازیس بسیار ضروری است. مدیتیشن تنها یکی از راه هایی است که می تواند به کنترل اضطراب کمک کند. تحقیقات نشان می دهد مدیتیشن ذهن آگاهی در کاهش اضطراب نقش دارد و روند بهبودی عوارض پوستی بیماری پسوریازیس را تسریع می کند.

 

۴- اگزما

ضایعات پوستی و خارش پوست از نشانه های اگزما هستند. اگزما یا درماتیت آتوپیک با بیماری پسوریازیس متفاوت است، چون اگزما در اصل در اثر تضعیف سیستم ایمنی درونی بدن به وجود می آید. اضطراب تأثیر زیادی بر اگزما دارد. وقتی مضطرب هستید، غدد آدرنال هورمون کورتیزول در بدن تولید می کنند. اگر سطح کورتیزول دائماً بالا برود، این هورمون روی همه ی اندام های بدن به شدت تأثیر می گذارد. بنابراین پوست حساس و ملتهب می شود و حتی ممکن است تاول بزند یا پوسته پوسته شود.

 

۵- شوره ی صورت

اضطراب یکی از عوامل تشدید کننده ی شوره ی صورت یا درماتیت سبوره ای است. اگرچه علت بروز شوره ی صورت هنوز کاملا مشخص نیست، اما ممکن است نوعی واکنش التهابی به مالاسزیا باشد. مالاسزیا نوعی قارچ است که به طور طبیعی روی سطح پوست وجود دارد. اگرچه مالاسزیا روی پوست اغلب افراد وجود دارد، اما تنها در یک دوم تا سه چهارم افراد ایجاد شوره ی صورت می کند. بنابراین این افراد در حقیقت تنها کمی حساس تر هستند.

 

۶- پرخوری

اگرچه پرخوری یک مشکل پوستی محسوب نمی شود اما زمانی که مضطرب هستید ممکن است به خوردن غذاهای ناسالم روی بیاورید. خوردن مداوم تنقلات ناسالم می تواند منجر به بدتر شدن پوست شود. طبق تحقیقات، اضطراب باعث می شود کیفیت رژیم غذایی افراد کاهش و مصرف مواد قندی افزایش پیدا کند. چنین مواد غذایی ای خود در بروز جوش و دیگر مشکلات پوستی نقش دارند.

عصبانیت شدید برخی زوجین در دعوا

بدون دیدگاه


عصبانیت شدید برخی زوجین در دعوا

عصبانیت شدید برخی زوجین در دعوا

 

برخی همسران هنگام دعوا و بحث در ارتباط بسیار خشمگین میشوند و نمیتوانند خود را بازرسی کنند.این افراد نکاتی را باد مطلوب قرار دهند. در میانه دعوا و جدال خیلی طبیعی هست که حس کنید به شدت عصبی شده‌اید اما اگر این حالت چندان رخداد بیفتد، پیشامد‌اي ناخوشایند برای شما و همسرتان رقم میخورد. تکرار این حملات شما را شرطی و گوش به زنگ میکند. شما همۀ وقت} حاضر دفاع در برابر حمله و پیوسته غرق در افکار استرس‌زای خودتان هستید.

 

بنابراین وقتی همسر شما میگوید «بیا گفتگو کنیم»، به طور اتوماتیک فکر میکنید جنگ دیگری در راه هست. سپس به گونه‌اي واکنش نشان می دهید که گویی به شما حمله شده هست. در نتیجه افکار منفی باطنی شما و بدن تحریک شده شما تصمیم میگیرد به جای خوبی، بدی را مورد مقایسه قرار دهد.

 

به گزارش فراناز شما اغلب بدترین چیزها را در مورد همسرتان می‌اندیشید. دیگر نمیتوانید هیچ نوع علامت مثبت در زندگی مشترکتان مشاهده نمایید. با گذشت زمان، چنین زوج‌هایي به رفتارهایی از همسرشان دقت می کنند که میتواند تاییدی بر فرضیات منفی انها باشد تا تکذیب و رد کردن انها.

 

اگر افکار باطنی شما احساسات منفی را به جای آرامش در شما برانگیزانند، شما در زمان حالت تدافعی به شدت عصبی خواهید شد. این احساسات منفی و بازخوردهای آن ها علامت‌هایي نظیر افزایش تپش قلب و ترشح آدرنالین و احساس شدید عصبانیت را در بدن تان به دنبال خواهد داشت بطوری که دیگر نمیتوانید خود را آرام کنید و موقعیت را با آرامش بررسی کنید. در برابر احساس می کنید افکار شما و احساستان اکثر مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها