iranzamin22.ir

نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

نکات مهم و ضروری برای آشپزی

بدون دیدگاه


نکات مهم و ضروری برای آشپزی

نکات مهم و ضروری برای آشپزی

 

• برای اینکه برنج به ته دیگ نانی قابلمه مان نچسبد روی نان را باید کمی خیس کرد.

 

• برای اینکه برنجمان خوب قد بکشد در لحظه های آخر که می خواهیم آن را آبکش کنیم یک لیوان آب سرد به آن اضافه کنید.

 

• برای اینکه قورمه سبزی مان خوب روغن بیندازد و به اصطلاح روغن سبز تیره پس بدهد، وسط های پختن خورش یک قاشق شنبلیله که خیلی خوب سرخ و خشک شده به آن اضافه کنید.

 

• برای اینکه پوست بادمجان های کبابی مان زود و بدون دردسر کنده شود بعد از کباب شدن آن ها را داخل یک نایلون بیندازید تا چند دقیقه بماند آن وقت براحتی پوستشان کنده می شود بدون اینکه گوشت بادمجان اسیب ببیند.

 

• برای اینکه لوبیا پلو عطر و بوی خوبی بگیرد آخرای پخت مواد آن یک قاشق مرباخوری پودر گل سرخ به آن اضافه کنید.

 

• برای اینکه یک قیمه خوشمزه داشته باشید آخرای پخت خورش چند قطره گلاب به آن اضافه کنید و بلافاصله زیر آن را خاموش کنید.

 

برای اینکه شیر برنجتان خوشمزه تر شود برنج را با شیر خیس کنید.

 

• برای اینکه ماکارونی و لازانیا بهم نچسبد و خوشرنگ شود داخل آب آن کمی زردچوبه اضافه کنید.

 

• برای اینکه بفهمید تخم مرغ هایتان خوب آبپز شده یا نه آن را بچرخانید اگر چرخید خوب پخته اگر نچرخید هنوز نپخته است.

 

• برای خوشمزه تر شدن قورمه سبزی یک ساعت مانده به سرو داخل آن رب انار بریزید.

 

• برای خوشمزه تر شدن کتلت در مواد آن زیره و پودر آویشن بریزید.

 

• برای اینکه پنیر پیتزای شما خوب کش بیاید قبل از اینکه پیتزا را داخل فر بگذارید روی آن آب اسپری کنید.

 

• برای اینکه آش رشته لعاب داشته باشد و خوشمزه تر شود کمی بلغور گندم همراه حبوبات خیس کنید و با هم بپزید.

 

• برای برداشتن ترشی از ظرف ترشی از ملاقه استیل استفاده نکنید چون باعث می شود ترشی زود خراب شود.

 

• اگر می خواهید پیتزا یا بعضی از غذاهاى خميرى که داخل فر طبخ می شود لطیف تر شود هنگام پخت داخل فر یک ظرف آب جوش قرار دهید.

 

• برای تازه ماندن برنج پخته در یخچال، یک تکه نان روی آن قرار دهید.

 

برای ترد شدن گوشت

روی همه قسمت های گوشت مخلوطی از سركه و روغن زیتون بمالید و بگذارید بماند، سپس بپزید.

 

برای بهتر رنگ دادن زعفران :

هر مقدار زعفران ساییده شده یا حتی نسابیده را در ظرف مورد نظر ریخته و روی آن یک تکه یخ بگذارید تا در دمای اتاق یا آشپزخانه یخ آب شود نتیجه را خواهید دید. با این روش ماندگاری رنگ و بو و طعم آن به مراتب بیش از دم کردن آن با آب داغ هست.

 

خانمهای کدبانو بروید به نزدیک ترین سوپر مارکت و یک بسته جو پرک بخرید بعد بیایید خانه و آن را آسیاب کنید حالا ما چی داریم؟

 

پودر جو

بعد داخل هر خورشی که پختید نصف قاشق غذاخوری یا حتی یک قاشق غذاخوری بریزيد.

اول : آب خورش غلیظ می شود.

دوم: اصلا و ابدا روی طعم آن تاثیری ندارد.

سوم: موهایتان پر پشت می شود و تمام ویتامین های گروه ب هر روز به بدنتان می رسد.

در آخر: داخل کتلت ها و همین طور داخل هر نوع سوپ و آشی که برای بچه ها استفاده می کنید، می توانید استفاده کنید.


روزهای بهتر از دیروز و امروز در راه است

روزهای بهتر از دیروز و امروز در راه است

 

روز آخر، وقتی می‌خواهید به نزدیک‌های قله این زندگی پرفراز و نشیب برسید، دلتان می‌خواهد با شور و اشتیاق برسید یا با زانوهایی خسته از پشیمانی؟

 

در طول مسیر با کمک دوستان و خانواده از طوفان‌ها، چاله‌های عمیق و خطرات زیادی عبور کرده‌اید و الان تقریباً نزدیک به انتهای مسیر هستید.

 

همه ی زندگی‌تان شما را به سمت این لحظه کشانده است و یک چیز مشخص است: این صعود نهایی را همه باید به تنهایی انجام دهیم.

 

چه فکرهایی از ذهنتان خواهد گذشت؟ شما با سوالات سختی روبه‌رو خواهید شد: سوالاتی مثل: آیا به اندازه کافی فعالیت کردم؟ به اندازه کافی عاشق شدم؟ به اندازه کافی خوشحال بودم؟

 

ممکن است این سوالات را پشت گوش بیندازید و تصور کنید فرداهای دیگر به آنها پاسخ می‌دهید ولی یادتان باشد، فردا ممکن است هیچوقت نرسد!

 

کاری که امروز می‌توانید بکنید این است. بگذارید به آن بیمه‌نامه‌ای برای شادی فردا بگوییم.

۱. سلامت و تندرستی‌تان را اولویت همه مسائل قرار دهید.

بدن شما خانه روحتان است. ورزش کنید، سالم غذا بخورید و به اندازه کافی استراحت کنید.

 

2. برای انجام کارهایی که دوست دارید وقت بگذارید.

شاید به نظرتان کلیشه بیاید، ولی برای تفریحتان وقت بگذارید. هیچوقت از رفتن به یک مسافرت، انجام یک سرگرمی جدید یا گذراندن یک روز کنار کسانی که دوستشان دارید پشیمان نخواهید شد.

 

۳. دست از جدی گرفتن زندگی بردارید.

چرا زندگی را اینقدر جدی می‌گیرید؟ واقعاً چرا؟ سعی کنید در همه مسائل زندگی جایی برای شوخ طبعی و خندیدن پیدا کنید و زیاد بخندید.

 

۴. همیشه حرفی که باید بزنید را به زبان آورید.

اگر کسی را دوست دارید، به او بگویید. اگر کسی ناراحتتان کرده است، به او بگویید. اگر برای ابراز احساساتتان مشکل دارید، نامه بنویسید. مطمئن شوید که اطرافیانتان از احساستان باخبر باشند.

 

۵. ذهنتان را به سوی فرصت‌ها باز کنید.

اگر وقتی داخل انباری خانه را نگاه می‌کنید، یک سایه تیره شبیه به مار ببینید، واکنشتان احتمالاً پریدن از روی ترس خواهد بود ولی بعداً وقتی دقیق‌تر نگاه کنید و ببینید که آن سایه فقط یک شلنگ بوده است، از اینکه گول بازی‌های ذهنتان را خورید احساس احمق بودن خواهد کرد. سعی نکنید با تجسم‌های فریبکارانه کنترل شوید.

نگرشتان را تغییر دهید و ذهنتان را به سوی دنیای جدیدی از فرصت‌های هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش باز کنید.

 

۶. راه خودتان را دنبال کنید – زندگی حقیقی خودتان را داشته باشید.

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به دنبال کمال هم نباشید. زندگی میهمانی بالماسکه نیست. نقابتان را بردارید و خودتان باشید. اگر دیگران از آن خوششان نمی‌آید، شاید وقتش رسیده که میهمانی جدیدی را پیدا کنید. هر طور دیگری بودن به جز خودتان بودن شما را تنها، افسرده و ناامید خواهد کرد. طبق انتظارات دیگران زندگی نکنید.

 

۷. دست از زندگی کردن در گذشته بردارید.

همین الان پشیمانی‌ها و حسرت‌های گذشته را دور بریزید. گذشته رفته است، فکر کردن به آن و اتفاقاتی که می‌توانست در آن بیفتد فقط لذت زمان حال را از شما می‌گیرد.

 

۸. چیزهایی که قدرت تغییر آنها را ندارید بپذیرید.

«اگر مشکلی قابل حل است، اگر موقعیتی طوری است که می‌توانید کاری برای آن انجام دهید، پس نیازی به نگرانی نیست. ولی اگر قابل‌حل نیست، نگران بودن کمکی نمی‌کند.»

 

۹. زندگی کردن هوشمندانه را تمرین کنید.

ده سال دیگر ممکن است فکر کنید، زندگی‌ام به کجا رسیده است؟ وقتی هوشمندانه زندگی می‌کنیم، خودمان را در لحظه غرق می‌کنیم. اگر این سبک زندگی کردن را تمرین نکنید، این لحظه‌های گران‌قیمت را با فکر کردن‌های مداوم از بین خواهید برد. بین اتفاقات مهم زندگی استراحت کنید و وقفه بیندازید. این وقفه زندگی واقعی شما هستند.

 

۱۰. دست از تعقیب پول، شهرت و دارایی‌ها بردارید.

همه ما تشنه ثروت، پرستیژ، شهرت و محبوبیت هستیم. ما به دنبالی چیزهای مادی و آدم‌های زیبا هستیم. به اشتباه تصور می‌کنیم که شادی و خوشبختی زمانی که به این اهداف برسیم به سراغمان خواهند آمد. به جای لذت بردن از زندگی‌هایمان در جستجوی مداوم چیزی به جز آنچه که الان داریم هستیم.

در پایان زندگی، اتومبیل گران‌قیمتتان چیزی نخواهد بود که در ذهنتان می‌درخشد. هیچ خوشبختی واقعی در آنها وجود ندارد، فقط جستجویی بی‌پایان است.

 

۱۱. قدرشناسی را تمرین کنید.

حتی اگر زندگی‌تان عالی نباشد، باز هم چیزهایی برای قدردانی و شکرگزاری وجود دارد. پس هر روز برای لبخند زدن، خندیدن و تشکر کردن از لذت‌های بزرگ و کوچکی که در زندگی‌تان هست وقت بگذارید.

 

۱۲. عشق بورزید.

به همه منابع عشق در زندگی‌تان توجه کنید و خواهید دید که چقدر زیبایی‌های اطرافتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.

به امید روزهای بهتر


ساعتی با خدا….شکر نعمت نعمتت افزون کند

امروز را بلند بخند …

بلند بگو خدایا شکرت …

بلند آواز سر بده مانند گنجشک‌ها ،

شاد باش ، دیگران را خوشحال کن !

دوستانت را قضاوت نکن ،

قبل از آن که کسی را نصیحت کنی

یک روز با او بگذران …

با کفش‌های او راه برو …

از زندگی‌اش باخبر باش ……

 

***

 

الــهـی صبح را آفریدے و ما را

خلقتی دوباره بخشیدے

خلقت دوباره تو را

دراین صبح فرح بخش

شاکر هستیم ، خدایا شکرت …

 

***

خدا را ستایش کنید

نه تنها به خاطر

چیز هایی که به آن

نیاز دارید

بلکه به خاطر داشتن

خیلی چیز هایی که

باید شکر آن را بجا بیاورید.

خدایا شکرت

 

***

 

متن زیبا خدایا شکرت

چون میگذرد غمی نیست

خدایا شکرت

 

***

خدایا هزاران بارشکرت که به همه خواسته هام رسیدم

الهی شکرت که بهترینها را برام مقدر کردی.

متن زیبا خدایا شکرت, خدایا شکرت

عکس نوشته خدایاشکرت

خودم را سرشار از

وحدت با عشق الهی می بینم

که پیرامونم سرشار از آشتی ،

بخشش و ثروت الهی است و من نیز

سهم خود را به وفور می ستانم .

خدایا شکرت

 

***

 

خدایا شکرت بابت همه چیز

دلخوشم به خدا…

سفره اے که پهن کرده اے

و بدون منت به همه مےبخشے!

به بخشنده بودنت و اینکه مرا

مےبخشے و در آغوش مےگیرے!

به قدرتت که از عدم،

زندگے مےآفرینے!

خدایا شکرت

 

***

زندگیم زیباست

و روز به روز،

رو به کمال و شکوفایست،

چون من طراح زندگی خود هستم

خدایا شکرت

 

***

خدایا شکرت بابت همه چیز

خدا کنه یه روز بیاد

که همه از ته دل بگن

“خدایا شکرت، چقدر حالم خوبه”

 

***

‍ گاهی وقتها تشکر کردن از خدا

فقـط گفتن کلمه‌ی

خدایا شکرت نیست

گاهی وقتها برای تشکر از خدا

باید کاری کرد …

دلی را شاد کرد …

گلی را هدیه داد …

دستی را گرفت …

و بخششی را تقدیم کرد !

 

***

یه روزهایی تو زندگیمون هست

که هیچ اتفاق خاصی نمیفته

ما به این روزا میگیم تکراری

ولی حواسمون نیست که

میتونست اتفاقای بدی بیفته

خدایا شکرت

 

***

 

خدایا شکرت پنجره دل رو بسوی تو باز میکنیم

هوای مهربونی رو نفس میکشیم و بخاطر فرصت جدیدی که به ما دادی تا مهربانتر و عاشقانه تر زندگی کنیم

شاکر و سپاسگزاریم

 

***

 

خدایا شکرت

گاهی هم نه برای اینکه

دنبال ازدیاد نعمتیم….

نه از ترس…

نه از روی عادت….

نه برای دل خودمان….

تنها برای ــــدا…..

بگوییم:

خدایا شکرت

 

***

 

خدایا

بابت هر شبے

که بے شکر سر بر بالین گذاشتم

بابت لحظات شـادے

که به یادت نـبودم

بابت هر گره

که به دست تو باز شد

و من به شانس نسبت دادم

مرا ببخـــش.

 

***

 

عشق یعنے

یه همراه خوب

عشق یعنے

داشتن دوستان خوب

دوستان خوب یعنے

نعمت خدا

خدایا شکر براے

نعمتهای زیبات


هنر و خلاقیت یک زن استرالیایی با سنجاق

هنر و خلاقیت یک زن استرالیایی با سنجاق

 

یک هنرمند استرالیایی به نام لوسی مک رائه در خالال برگزاری یک نمایشگاه هنری در موزه هنرهای صوتی و تصویری سائوپائولو اقدام به نمایش هنر خود با سنجاق های قفلی کرد.

 هنر و خلاقیت یک زن استرالیایی با سنجاق

او در اصل رقاص باله و همچنین معمار طراح است و در زمینه ی طراحی پوشش انسانی فعالیت می کند. لوسی در واقع این سنجاق قفلی ها را نه تنها به بدن خود می چسباند بلکه همه آنها در همدیگر قفل می کند. در این هنگام است که هر بیننده ای هنر او را تحسین می کند.

 هنر و خلاقیت یک زن استرالیایی با سنجاق

 

در اولین نگاه انسان فکر می کند لوسی سوزن ها را به درون پوست خود فرو کرده ولی با دقت بیشتر متوجه می شویم او لباسی زیبا از سنجاق قفلی را با چسب به تن کرده است.


پیرزن 100ساله آمریکایی و پشتکار خارق العاده اش

پیرزن 100ساله آمریکایی و پشتکار خارق العاده اش

 

مقامات مدرسه‌ای در آمریکا به زودی جشن فارغ التحصیلی یکی از پیرترین دانش‌آموزان جهان را برگزار خواهند کرد.روزنامه چارلستون کاونتی دیلی چاپ آمریکا در گزارشی در این زمینه اعلام کرده است که این پیر زن 100 ساله آمریکایی قرار است تا چند روز دیگر در این مدرسه غیر انتفاعی مدرک پایان تحصیلات خود را در مقطع دبیرستان دریافت کند.

 

بر اساس این گزارش، “تیلما دایس ” نام این پیرزن است که قرار است روز سوم ماه آینده میلادی پایان تحصیلات خود را در دبیرستان جشن بگیرد.در عین حال، مدیر این مدرسه که در تگزاس قرار دارد، اعلام کرد که تصمیم دارد در جشن فارغ التحصیلی دایس به وی به دلیل ادامه تحصیلش در سن 100 سالگی مدرک افتخاری اعطا کند.

 

دایس در مصاحبه با این روزنامه گفته است: زمانی که دانش آموز این مدرسه غیر انتفاعی بودم، به دلیل مضیقه مالی در دوره ای که اقتصاد آمریکا در اوج بحران به سر می برد، مجبورشدم برای ادامه تحصیل خود به دنبال یک شغل مناسب باشم. گفتنی است؛ دایس متولد 14 آوریل سال 1911 است.

مشهورترین عروس جهان کیست؟

بدون دیدگاه


مشهورترین عروس جهان کیست؟

مشهورترین عروس جهان کیست؟

 

یک تارنمای مطالعات کتاب مقدس یهودیان امروز نوشت، تبار «کیت میدلتون»، از طرف مادر، به فامیل‌های یهودی گلداشمیت و مایر می‌رسد.این مرکز مطالعات، به جستجو در شجره‌نامه خانوادگی کیت میدلتون، پرداخته و متوجه شده که نام خانوادگی مادر کیت میدلتون، هنگام تولد، «گلد اشمیت» بوده است، این یک نام لهستانی الاصل است. همچنین جد مادری کیت، «الیزابت تمپل هاریسون» نام داشته است.

 

او دختر توماس تمپل و الیزابت مایر و خواهر استر تمپل بوده است. استر، یک نام یهودی الاصل است. همچنین گفته می‌شود که به این دلیل روز ازدواج را از شنبه به جمعه موکول کرده که با روز شبات یهودیان مصادف نشود.

 مشهورترین عروس جهان کیست؟

 

برخی در حال گمانه زنی هستند که شاید ازدواج یک شاهزاده و یک یهودی زاده، منجر به صلح، میان اعراب و اسرائیل شود.

 

بر اساس گزارش‌ها، وی در 9 ژانویه 1982 به دنیا آمد و در برکشایر بزرگ شد. پس از اتمام مدرسه به کالج مارلبرو رفت و پس از آن وارد دانشگاه سنت اندروز شد. در آنجا با شاهزاده ویلیام که او نیز در ۲۰۰۱ مشغول درس خواندن در آن دانشگاه بود، آشنا شد.

دعوای بین دو خواهر بر سر طوطی

بدون دیدگاه


دعوای بین دو خواهر بر سر طوطی

دعوای بین دو خواهر بر سر طوطی

 

خواهر پولدار به خاطر یک طوطی گرانقیمت به جان هم افتادند و کتک‌کاری کردند.

با مرگ پدر این 2 دختر، آنان بر سر صاحب شدن طوطی وی با هم اختلاف پیدا کردند. چندی پیش، زن شیک‌پوشی با مراجعه به دادسرای شمیران در حالی که صورتش زخمی بود به طرح شکایت پرداخت و خواستار مجازات خواهرش شد. این زن 48 ساله وقتی پیش‌روی دادیار پرونده ایستاد، گفت: «پدرم یک سرمایه‌گذار در زمینه مواد غذایی بویژه سوسیس و کالباس بود و زندگی مرفهی داشتیم. وقتی مادرم زنده بود من و خواهرم «ثریا» با هم صمیمی بودیم و همیشه دور مادرمان مانند پروانه می‌چرخیدیم تا اینکه مامان صدف به خاطر سرطان سینه مرد و من و خواهرم که سرگرم بچه‌هایمان شده بودیم هر روز بیشتر از یکدیگر دور شدیم».

وی افزود: «پدرم تنها مانده بود و من و ثریا اختلاف داشتیم چه کسی از او پرستاری کند. بارها با هم دعوا کردیم و ثریا به دروغ می‌گفت بیشتر از من وقت می‌گذارد. تا جایی پیش رفتیم که پدر پیرم هر دوی ما را از خانه بیرون انداخت و گفت با طوطی خود که طلاخانم نام دارد، راحت‌تر است». فاطمه در ادامه گفت: «این طوطی نه‌تنها زیباست بلکه شیرین‌ترین موجودی است که دیده‌ایم، مادرم هم آن را خیلی دوست داشت و هر بار خواسته بودیم آن را به ما بدهند با چشم‌غره‌هایشان مواجه شده بودیم.

پدرم هم خدابیامرز شد، از لحاظ زندگی همه خواهر و برادرها وضعیت مالی مناسبی داریم و هیچ چشمداشتی به ثروت و ارثیه پدری نداشتیم، همه چیز به خیر و خوشی تمام شد تا رسیدیم به اینکه طوطی را چه کسی بردارد؟! برادرانم کنار کشیدند و من و ثریا قرار گذاشتیم با هم توافق کنیم. ابتدا قرعه‌کشی کردیم و قرار شد طوطی برای من باشد اما خواهرم نپذیرفت. حتی حاضر شدم پول خوبی به ثریا بدهم اما نشد تا اینکه خواهرم با بی‌انصافی ادعا کرد چون بیشتر از من پرستاری پدرم را کرده طلاخانم حق او است و به هیچ عنوان عقب‌نشینی نخواهد کرد.

با شنیدن این ادعای دروغ عصبانی شدم و به او پرخاشگری کردم. ثریا که 4 سال از من کوچک‌تر است این‌بار با خشم به من حمله کرد و با هم گلاویز شدیم. کسی هم نبود میانجیگری کند، کتک‌ جانانه‌ای خوردم.

نمی‌دانم چرا نمی‌توانستم ثریا را بزنم یا از خودم دور کنم. زیر دست و پایش مانده بودم تا اینکه التماس‌کنان خواستم دست از سرم بردارد و طوطی را با خود ببرد. وقتی از خانه‌ام رفت و طلاخانم را هم با خودش برد به اندازه‌ای کینه به دل گرفته بودم که به موبایلش زنگ زدم و ناخواسته ناسزاگویی کردم، سر و صورتم خون‌آلود بود. شوهر و بچه‌هایم خواستند شکایت کنم و من می‌خواهم خواهرم مجازات شود». با ادعاهای زن زخمی، خواهرش به دادسرا احضار شد، ثریا که تعجب کرده بود، گفت: «باورم نمی‌شود فاطمه از من شکایت کرده باشد، ما سال‌ها هم‌بازی و هم‌درد و سنگ‌صبور یکدیگر بودیم حالا به خاطر یک طوطی باید به زندان بروم».

وی افزود: «پدرم گفته بود طوطی برای من است چرا که وقتی خواهرم نزدش می‌رفت پرستاری کند با طلاخانم بدرفتاری می‌کرد اما رابطه من و این پرنده عالی بود، این طوطی من را آبجی صدا می‌کند و انس بیشتری با من دارد». «ثریا» با پذیرفتن اینکه با خواهرش دعوا کرده، گفت: «طلاخانم یادگار پدر و مادرم بود و اگر در خانه خواهرم می‌ماند از دوری پدرم دق می‌کرد چون من را خوب می‌شناخت، اصرار داشتم در خانه ‌من باشد و الان هم به هیچ قیمتی آن را پس نمی‌دهم». بنا به گزارش پرونده، دادیار پس از شنیدن ادعاهای این 2 خواهر، فرصت داد تا با هم آشتی کنند و در غیر این صورت به اتهام ضرب و شتم به پرونده رسیدگی شود.


زنی که روحش توسط شیطان تسخیر شده

زنی که روحش توسط شیطان تسخیر شده

 

“هدی بن امیر” جلاد بنغازی که بخاطر جنایاتش مورد نفرت مردم قرار گرفت، از جمله خادمان دیکتاتور لیبی است که برای اربابش دست به هر جنایتی می زند.

“هدی بن امیر” از جمله شخصیتهای جنایتکار و منفور رژیم معمر قذافی است. نام او برای چندین دهه لرزه بر اندام مردم بی دفاع لیبی می انداخت چرا که وی در قساوت و بیرحمی دستکمی از ارباب خود قذافی نداشت. نام بن امیر برای نخستین بار 27 سال پیش در لیبی بر سر زبانها افتاد. سال 1984 مراسم اعدامی در شهر بنغازی (طلایه دار اعتراضات مردمی اخیر این کشور) با حضور دیکتاتور قذافی برگزار شد. این مراسم برای اعدام جوانی 30 ساله بنام “حامد الشویدی” که متهم به اقدام علیه دولت قذافی شده بود، ترتیب داده شد.

زمانی که این جوان به دار آویخته شد پیکر نیمه جانش برای چند دقیقه بر بالای چوبه دار تکان می خورد که این مسئله خشم هواداران دیکتاتور را برانگیخت. آنها نمی توانستند چنین مقاومتی را در برابر مرگ از سوی یکی از مخالفان سرورشان تحمل کنند، به همین دلیل زنی از میانشان به چوبه دار نزدیک شده و خود را از پاهای الشویدی آویزان کرد تا وی جان داد، این زن هدی بن امیر نام داشت.
قذافی از تماشای این صحنه و شدت وفاداری بن امیر متاثر شده و وی را بعنوان شهردار بنغازی منصوب کرد. از آن زمان تا کنون خون صدها تن از مردم بنغازی بدست این جلاد ریخته شد. وی بخاطر این اقدامات مورد نفرت عمومی بود و وحشت از انتقام لحظه ای ترکش نمی کرد برای همین با وجود داشتن محافظ در تمام مدت با خود کلتی را حمل می کرد که در صورت لزوم از خود دفاع کند.

بن امیر بارها به اطرافیانش گفته بود: در بنغازی هیچ مردی وجود ندارد، مرد فقط منم. این زن خونخوار که در طول عهده داری منصب شهرداری بنغازی صدها جنایت هولناک را مرتکب شد در توجیه علت کارهایش می گفت: ما نیازی به گفتگو با دیگران نداریم بلکه ما به چوبه های دار بیشتر نیاز داریم. پس از قیام مردم بنغازی و فتح این شهر توسط انقلابیون بن امیر گریخته و خود را به دیکتاتور رساند.

در آخرین سخنرانی که قذافی علیه انقلابیون کرده و آنها را تهدید به قتل عام نمود، جلاد لیبی نیز در کنارش حضور داشت. هدی بن امیر تنها یکی از دهها جلاد دیکتاتور لیبی است که با کمک آنها چهاردهه سلطه خونین خود را بر مردم انقلابی لیبی و نوادگان جنگجوی”عمر مختار” تحمیل کرد. با این حال انقلاب مردم این کشور بار دیگر ثابت کرد که ظلم و جنایت هیچگاه دوام نخواهد آورد حتی اگر در طولانی ترین دیکتاتوری تاریخ معاصر رخ دهد.

Loading…

پسری با صورتی عجیب و میمون نما

بدون دیدگاه


پسری با صورتی عجیب و میمون نما

پسری با صورتی عجیب و میمون نما

به گزارش ایسنا، این پسر هشت ساله كه «آن گی» نام دارد اهل منطقه «دهوئی» در استان «جیلین» چین است. این پسر بچه از زمان تولد با مشكل رویش موهای زائد در یكطرف صورتش مواجه بوده است، اما هر چه بزرگتر می‌شود رشد موهایش هم زیاد می‌شود.

 

رسانه‌های رسمی چین اعلام كردند كه یك پسر هشت ساله به نوعی وضعیت نادر مبتلاست كه باعث شده تا موهایی در یك طرف صورتش رشد كند.

 

پدر این پسربچه هشت ساله زمانی كه وی چهار سال بیشتر نداشت در گذشت و مادرش هم به بیماری صرع مبتلاست و در واقع از لحاظ روانی نامتعادل است، به طوری كه این كودك هم‌اكنون توسط پدر و مادربزرگش نگهداری می‌شود.

 

پسری با صورتی عجیب و میمون نما

 

به گزارش ایسنا، براساس گزارش شبكه خبری بی‌بی‌سی، پزشكان چینی تلاش فراوان برای بهبودی و درمان این پسربچه هشت ساله به خرج دادند، اما تاكنون بهبودی صورت نگرفته است. یكبار حتی پزشكان و جراحان پلاستیك در یكی از بیمارستان‌های استان «جیلین» برای بهبودی وی از جراحی پلاستیك استفاده كردند.

 

همچنین یك روانشناس هم برای كمك به این كودك برایش جلسات روان درمانی ترتیب داد تا شرایط خود را بپذیرد.


وقتی بچه ها ساکت اند بیشتر حواستان را جمع کنید

وقتی بچه ها ساکت اند بیشتر حواستان را جمع کنید

 

محققان می گویند حرف نزدن بعضی بچه ها می تواند به علت وضعیتی موسوم بهselective mutism باشد.

 

این اختلال در واقع نوعی ترس یا فوبیای حرف زدن است که در آن کودک موقع حرف زدن به یک نقطه خیره شده و عضلاتش سفت می شود. این حالت با خجالتی بودن کاملا متفاوت است.

 

این بچه ها در خانه به راحتی حرف میزنند ولی در شرایط دیگر کاملا ساکت می شوند. محققان می گویند این وضعیت معمولا از سنین قبل از ۵ سالگی شروع می شود ولی می تواند تا سنین مدرسه رفتن تشخیص داده نشود. شیوع این نوع سکوت در بچه های دوزبانه سه برابر بیش از معمول است که می تواند به علت بیشتر بودن میزان استرس در زندگی آنها باشد.

 

این وضعیت می تواند موجب اختلالات جدی در ارتباطات کودک شده و در یادگیری او مشکلاتی ایجاد کند. سکوت اضطرابی می تواند همراه با دیگر اختلالات مربوط به اضطراب و یا همراه با اوتیسم بروز کند.

 

درمان این نوع از سکوت با تغییر در محیط زندگی کودک است. آنها را در مراحل جداگانه در معرض محیط های جدید قرار داده و در هر مرحله میزان شلوغی و استرس محیط را بیشتر می کنند. در همان حال کودک را از علائم اضطراب و راه های مواجه شدن با آن آموزش می دهند. کلید موفقیت در مواجهه با این افراد وجود یک مربی مورد اعتماد کودک است که با این بیماری آشنایی کامل داشته باشد.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها